
۱۸ خرداد ۱۴۰۱ · 1 ساعت و 17 دقیقه

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزوداگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
چنین یاد دارم که سقای نیلنکرد آب بر مصر سالی سبیلگروهی سوی کوهساران شدندبه فریاد خواهان باران شدندگرستند و از گریه جویی روانبیاید مگر گریهٔ آسمانبه ذوالنون خبر برد از ایشان کسیکه بر خلق رنج است و زحمت بسیفرو ماندگان را دعائی بکنکه مقبول را رد نباشد سخنشنیدم که ذوالنون به مدین گریختبسی برنیامد که باران بریختخبر شد به مدین پس از روز بیستکه ابر سیه دل برایشان گریستسبک عزم باز آمدن کرد پیرکه پر شد به سیل بهاران غدیربپرسید از او عارفی در نهفتچه حکمت در این رفتنت بود؟ گفتشنیدم که بر مرغ و مور و ددانشود تنگ روزی ز فعل بداندر این کشور اندیشه کردم بسیپریشانتر از خود ندیدم کسیبرفتم مبادا که از شر منببندد در خیر بر انجمنبهی بایدت لطف کن کان بهانندیدندی از خود بتر در جهانتو آنگه شوی پیش مردم عزیزکه مر خویشتن را نگیری به چیزبزرگی که خود را نه مردم شمردبه دنیا و عقبی بزرگی ببرداز این خاکدان بندهای پاک شدکه در پای کمتر کسی خاک شدالا ای که بر خاک ما بگذریبه جان عزیزان که یادآوریکه گر خاک شد سعدی، او را چه غم؟که در زندگی خاک بودهست همبه بیچارگی تن فرا خاک دادوگر گرد عالم برآمد چو بادبسی برنیاید که خاکش خورددگر باره بادش به عالم بردمگر تا گلستان معنی شکفتبر او هیچ بلبل چنین خوش نگفتعجب گر بمیرد چنین بلبلیکه بر استخوانش نروید گلیسعدی, بوستان, باب چهارم در تواضعسعدی
هنوز نظری نوشته نشده.
بر اساس عنوان و توضیحات این اپیزود

۱۸ خرداد ۱۴۰۱ · 1 ساعت و 17 دقیقه

