پادگرد
کاور بوستان سعدی - 101 - باب پنجم - شبی زیت فکرت همی سوختم
بهاریه

بوستان سعدی - 101 - باب پنجم - شبی زیت فکرت همی سوختم

۶ آبان ۱۴۰۰ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

شبی زیت فکرت همی سوختمچراغ بلاغت می افروختمپراگنده گویی حدیثم شنیدجز احسنت گفتن طریقی ندیدهم از خبث نوعی در آن درج کردکه ناچار فریاد خیزد ز دردکه فکرش بلیغ است و رایش بلنددر این شیوهٔ زهد و طامات و پندنه در خشت و کوپال و گرز گرانکه آن شیوه ختم است بر دیگراننداند که ما را سر جنگ نیستوگر نه مجال سخن تنگ نیستبیا تا در این شیوه چالش کنیمسر خصم را سنگ، بالش کنیمسعادت به بخشایش داورستنه در چنگ و بازوی زور آورستچو دولت نبخشد سپهر بلندنیاید به مردانگی در کمندنه سختی رسید از ضعیفی به مورنه شیران به سرپنجه خوردند و زورچو نتوان بر افلاک دست آختنضروری است با گردشش ساختنگرت زندگانی نبشته‌ست دیرنه مارت گزاید نه شمشیر و شیروگر در حیاتت نمانده‌ست بهرچنانت کشد نوشدارو که زهرنه رستم چو پایان روزی بخوردشغاد از نهادش برآورد گرد؟سعدی, بوستان, باب پنجم در رضاسعدی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.