پادگرد
کاور بوستان سعدی - 113 - باب پنجم - شنیدم که نابالغی روزه داشت
بهاریه

بوستان سعدی - 113 - باب پنجم - شنیدم که نابالغی روزه داشت

۶ آبان ۱۴۰۰ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

شنیدم که نابالغی روزه داشتبه صد محنت آورد روزی به چاشتبه کتابش آن روز سائق نبردبزرگ آمدش طاعت از طفل خردپدر دیده بوسید و مادر سرشفشاندند بادام و زر بر سرشچو بر وی گذر کرد یک نیمه روزفتاد اندر او ز آتش معده سوزبدل گفت اگر لقمه چندی خورمچه داند پدر غیب یا مادرم؟چو روی پسر در پدر بود و قومنهان خورد و پیدا بسر برد صومکه داند چو در بند حق نیستیاگر بی وضو در نماز ایستی؟پس این پیر ازان طفل نادان ترستکه از بهر مردم به طاعت درستکلید در دوزخ است آن نمازکه در چشم مردم گزاری درازاگر جز به حق می‌رود جاده‌اتدر آتش فشانند سجاده‌اتسعدی, بوستان, باب پنجم در رضاسعدی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.