پادگرد
کاور بوستان سعدی - 116 - باب ششم - مرا حاجیی شانهٔ عاج داد
بهاریه

بوستان سعدی - 116 - باب ششم - مرا حاجیی شانهٔ عاج داد

۷ آبان ۱۴۰۰ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

مرا حاجیی شانهٔ عاج دادکه رحمت بر اخلاق حجاج بادشنیدم که باری سگم خوانده بودکه از من به نوعی دلش مانده بودبینداختم شانه کاین استخواننمی‌بایدم دیگرم سگ مخوانمپندار چون سرکهٔ خود خورمکه جور خداوند حلوا برمقناعت کن ای نفس بر اندکیکه سلطان و درویش بینی یکیچرا پیش خسرو به خواهش رویچو یک سو نهادی طمع، خسرویوگر خود پرستی شکم طبله کندر خانهٔ این و آن قبله کنسعدی, بوستان, باب ششم در قناعتسعدی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.