پادگرد
کاور بوستان سعدی - 118 - باب ششم - یکی را تب آمد ز صاحبدلان
بهاریه

بوستان سعدی - 118 - باب ششم - یکی را تب آمد ز صاحبدلان

۷ آبان ۱۴۰۰ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

یکی را تب آمد ز صاحبدلانکسی گفت شکر بخواه از فلانبگفت ای پسر تلخی مردنمبه از جور روی ترش بردنمشکر عاقل از دست آن کس نخوردکه روی از تکبر بر او سر که کردمرو از پی هرچه دل خواهدتکه تمکین تن نور جان کاهدتکند مرد را نفس اماره خواراگر هوشمندی عزیزش مداراگر هرچه باشد مرادت خوریز دوران بسی نامرادی بریتنور شکم دم بدم تافتنمصیبت بود روز نایافتنبه تنگی بریزاندت روی رنگچو وقت فراخی کنی معده تنگکشد مرد پرخواره بار شکموگر در نیابد کشد بار غمشکم بنده بسیار بینی خجلشکم پیش من تنگ بهتر که دلسعدی, بوستان, باب ششم در قناعتسعدی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.