
۱۸ خرداد ۱۴۰۱ · 1 ساعت و 37 دقیقه

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزوداگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
تکش با غلامان یکی راز گفتکه این را نباید به کس باز گفتبه یک سالش آمد ز دل بر دهانبه یک روز شد منتشر در جهانبفرمود جلاد را بی دریغکه بردار سرهای اینان به تیغیکی زان میان گفت و زنهار خواستمکش بندگان کاین گناه از تو خاستتو اول نبستی که سرچشمه بودچو سیلاب شد پیش بستن چه سود؟تو پیدا مکن راز دل بر کسیکه او خود نگوید بر هر کسیجواهر به گنجینه داران سپارولی راز را خویشتن پاس دارسخن تا نگویی بر او دست هستچو گفته شود یابد او بر تو دستسخن دیوبندی است در چاه دلبه بالای کام و زبانش مهلتوان باز دادن ره نره دیوولی باز نتوان گرفتن به ریوتو دانی که چون دیو رفت از قفسنیاید به لا حول کس باز پسیکی طفل برگیرد از رخش بندنیاید به صد رستم اندر کمندمگوی آن که گر بر ملا اوفتدوجودی ازان در بلا اوفتدبه دهقان نادان چه خوش گفت زن:به دانش سخن گوی یا دم مزنمگوی آنچه طاقت نداری شنودکه جو کشته گندم نخواهی درودچه نیکو زدهست این مثل برهمنبود حرمت هر کس از خویشتنچو دشنام گویی دعا نشنویبجز کشتهٔ خویشتن ندرویمگوی و منه تا توانی قدماز اندازه بیرون وز اندازه کمنباید که بسیار بازی کنیکه مر قیمت خویش را بشکنیوگر تند باشی به یک بار و تیزجهان از تو گیرند راه گریزنه کوتاه دستی و بیچارگینه زجر و تطاول به یکبارگیسعدی, بوستان, باب هفتم در عالم تربیتسعدی
هنوز نظری نوشته نشده.
بر اساس عنوان و توضیحات این اپیزود

۱۸ خرداد ۱۴۰۱ · 1 ساعت و 37 دقیقه


