پادگرد
کاور بوستان سعدی - 148 - باب هفتم - یکی گفت با صوفیی در صفا ندانی
بهاریه

بوستان سعدی - 148 - باب هفتم - یکی گفت با صوفیی در صفا ندانی

۷ آبان ۱۴۰۰ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

یکی گفت با صوفیی در صفاندانی فلانت چه گفت از قفا؟بگفتا خموش، ای برادر، بخفتندانسته بهتر که دشمن چه گفتکسانی که پیغام دشمن برندز دشمن همانا که دشمن ترندکسی قول دشمن نیارد به دوستجز آن کس که در دشمنی یار اوستنیارست دشمن جفا گفتنمچنان کز شنیدن بلرزد تنمتو دشمن‌تری کاوری بر دهانکه دشمن چنین گفت اندر نهانسخن چین کند تازه جنگ قدیمبه خشم آورد نیکمرد سلیمازان همنشین تا توانی گریزکه مر فتنهٔ خفته را گفت خیزسیه چال و مرد اندر او بسته پایبه از فتنه از جای بردن به جایمیان دو تن جنگ چون آتش استسخن‌چین بدبخت هیزم کش استسعدی, بوستان, باب هفتم در عالم تربیتسعدی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.