پادگرد
کاور بوستان سعدی - 151 - باب هفتم - شبی دعوتی بود در کوی من
بهاریه

بوستان سعدی - 151 - باب هفتم - شبی دعوتی بود در کوی من

۷ آبان ۱۴۰۰ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

شبی دعوتی بود در کوی منز هر جنس مردم در او انجمنچو آواز مطرب برآمد ز کویبه گردون شد از عاشقان های و هویپری پیکری بود محبوب منبدو گفتم ای لعبت خوب منچرا با رفیقان نیایی به جمعکه روشن کنی مجلس ما چو شمع؟شنیدم سهی قامت سیم‌تنکه می‌رفت و می‌گفت با خویشتنمحاسن چو مردان نداری به دستنه مردی بود پیش مردان نشستسیه نامه تر زان مخنث مخواهکه پیش از خطش روی گردد سیاهازان بی حمیت بباید گریختکه نامردیش آب مردان بریختپسر کو میان قلندر نشستپدر گو ز خیرش فروشوی دستدریغش مخور بر هلاک و تلفکه پیش از پدر، مرده به ناخلفسعدی, بوستان, باب هفتم در عالم تربیتسعدی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.