پادگرد
کاور بوستان سعدی - 170 - باب نهم - کهن سالی آمد به نزد طبیب
بهاریه

بوستان سعدی - 170 - باب نهم - کهن سالی آمد به نزد طبیب

۷ آبان ۱۴۰۰ · 4 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

کهن سالی آمد به نزد طبیبز نالیدنش تا به مردن قریبکه دستم به رگ برنه، ای نیک رایکه پایم همی بر نیاید ز جایبدین ماند این قامت خفته‌امکه گویی به گل در فرو رفته‌امبرو، گفت دست از جهان برگسلکه پایت قیامت برآید ز گلنشاط جوانی ز پیران مجویکه آب روان باز ناید به جویاگر در جوانی زدی دست و پایدر ایام پیری به هش باش و رایچو دوران عمر از چهل درگذشتمزن دست و پا کآبت از سر گذشتنشاط از من آنگه رمیدن گرفتکه شامم سپیده دمیدن گرفتبباید هوس کردن از سر به درکه دور هوسبازی آمد به سربه سبزی کجا تازه گردد دلمکه سبزی بخواهد دمید از گلم؟تفرج کنان در هوای و هوسگذشتیم بر خاک بسیار کسکسانی که دیگر به غیب اندرندبیایند و بر خاک ما بگذرنددریغا که فصل جوانی برفتبه لهو و لعب زندگانی برفتدریغا چنان روح پرور زمانکه بگذشت بر ما چو برق یمانز سودای آن پوشم و این خورمنپرداختم تا غم دین خورمدریغا که مشغول باطل شدیمز حق دور ماندیم وغافل شدیمچه خوش گفت با کودک آموزگارکه کاری نکریدم و شد روزگارسعدی, بوستان, باب نهم در توبه و راه صوابسعدی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.