

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
شبی خوابم اندر بیابان فیدفرو بست پای دویدن به قیدشتربانی آمد به هول و ستیززمام شتر بر سرم زد که خیزمگر دل نهادی به مردن ز پسکه بر مینخیزی به بانگ جرس؟مرا همچو تو خواب خوش در سرستولیکن بیابان به پیش اندرستتو کز خواب نوشین به بانگ رحیلنخیزی، دگر کی رسی در سبیلفرو کوفت طبل شتر ساروانبه منزل رسید اول کاروانخنک هوشیاران فرخنده بختکه پیش از دهل زن بسازند رختبه ره خفتگان تا بر آرند سرنبینند ره رفتگان را اثرسبق برد رهرو که برخاست زودپس از نقل بیدار بودن چه سود؟کنون باید ای خفته بیدار بودچو مرگ اندر آرد ز خوابت، چه سود؟چو شیبت درآمد به روی شبابشبت روز شد دیده برکن ز خوابمن آن روز برکندم از عمر امیدکه افتادم اندر سیاهی سپیددریغا که بگذشت عمر عزیزبخواهد گذشت این دمی چند نیزگذشتت آنچه در ناصوابی گذشتور این نیز هم در نیابی گذشتکنون وقت تخم است اگر پروریگر امیدواری که خرمن بریبه شهر قیامت مرو تنگدستکه وجهی ندارد به حسرت نشستگرت چشم عقل است تدبیر گورکنون کن که چشمت نخوردهست موربه مایه توان ای پسر سود کردچه سود افتد آن را که سرمایه خورد؟کنون کوش کآب از کمر در گذشتنه وقتی که سیلابت از سر گذشتکنونت که چشم است اشکی ببارزبان در دهان است عذری بیارنه پیوسته باشد روان در بدننه همواره گردد زبان در دهنز دانندگان بشنو امروز قولکه فردا نکیرت بپرسد به هولغنیمت شمار این گرامی نفسکه بی مرغ قیمت ندارد قفسمکن عمر ضایع به افسوس و حیفکه فرصت عزیزست و الوقت سیفسعدی, بوستان, باب نهم در توبه و راه صوابسعدی
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
