پادگرد
کاور بوستان سعدی - 172 - باب نهم - قضا زنده‌ای رگ جان برید
بهاریه

بوستان سعدی - 172 - باب نهم - قضا زنده‌ای رگ جان برید

۷ آبان ۱۴۰۰ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

قضا زنده‌ای رگ جان بریددگر کس به مرگش گریبان دریدچنین گفت بیننده‌ای تیز هوشچو فریاد و زاری رسیدش به گوشز دست شما مرده بر خویشتنگرش دست بودی دریدی کفنکه چندین ز تیمار و دردم مپیچکه روزی دو پیش از تو کردم بسیچفراموش کردی مگر مرگ خویشکه مرگ منت ناتوان کرد و ریشمحقق چو بر مرده ریزد گلشنه بروی که برخود بسوزد دلشز هجران طفلی که در خاک رفتچه نالی؟ که پاک آمد و پاک رفتتو پاک آمدی بر حذرباش و پاککه ننگ است ناپاک رفتن به خاککنون باید این مرغ را پای بستنه آنگه که سررشته بردت ز دستنشستی به جای دگر کس بسینشیند به جای تو دیگر کسیاگر پهلوانی و گر تیغ زننخواهی بدربردن الا کفنخر وحش اگر بگسلاند کمندچو در ریگ ماند شود پای بندتو را نیز چندان بود دست زورکه پایت نرفته‌ست در ریگ گورمنه دل بر این سالخورده مکانکه گنبد نپاید بر او گردکانچو دی رفت و فردا نیامد به دستحساب از همین یک نفس کن که هستسعدی, بوستان, باب نهم در توبه و راه صوابسعدی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.