
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
میان دو تن دشمنی بود و جنگسر از کبر بر یکدیگر چون پلنگز دیدار هم تا به حدی رمانکه بر هر دو تنگ آمدی آسمانیکی را اجل در سر آورد جیشسرآمد بر او روزگاران عیشبداندیش او را درون شاد گشتبه گورش پس از مدتی برگذشتشبستان گورش در اندوده دیدکه وقتی سرایش زر اندوده دیدخرامان به بالینش آمد فرازهمی گفت با خود لب از خنده بازخوشا وقت مجموع آن کس که اوستپس از مرگ دشمن در آغوش دوستپس از مرگ آن کس نباید گریستکه روزی پس از مرگ دشمن بزیستز روی عداوت به بازوی زوریکی تخته برکندش از روی گورسر تا جور دیدش اندر مغاکدو چشم جهان بینش آگنده خاکوجودش گرفتار زندان گورتنش طعمه کرم و تاراج مورچنان تنگش آگنده خاک استخوانکه از عاج پر توتیا سرمه دانز دور فلک بدر رویش هلالز جور زمان سرو قدش خلالکف دست و سرپنجهٔ زورمندجدا کرده ایام بندش ز بندچنانش بر او رحمت آمد ز دلکه بسرشت بر خاکش از گریه گلپشیمان شد از کرده و خوی زشتبفرمود بر سنگ گورش نبشتمکن شادمانی به مرگ کسیکه دهرت نماند پس از وی بسیشنید این سخن عارفی هوشیاربنالید کای قادر کردگارعجب گر تو رحمت نیاری بر اوکه بگریست دشمن به زاری بر اوتن ما شود نیز روزی چنانکه بروی بسوزد دل دشمنانمگر در دل دوست رحم آیدمچو بیند که دشمن ببخشایدمبه جایی رسد کار سر دیر و زودکه گویی در او دیده هرگز نبودزدم تیشه یک روز بر تل خاکبه گوش آمدم نالهای دردناککه زنهار اگر مردی آهستهترکه چشم و بناگوش و روی است و سرسعدی, بوستان, باب نهم در توبه و راه صوابسعدی
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
