پادگرد
کاور بوستان سعدی - 191 - باب دهم - سیه چرده‌ای را کسی زشت خواند
بهاریه

بوستان سعدی - 191 - باب دهم - سیه چرده‌ای را کسی زشت خواند

۷ آبان ۱۴۰۰ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

سیه چرده‌ای را کسی زشت خواندجوابی بگفتش که حیران بماندنه من صورت خویش خود کرده‌امکه عیبم شماری که بد کرده‌امتو را با من ار زشت رویم چه کار؟نه آخر منم زشت و زیبا نگاراز آنم که بر سر نبشتی ز پیشنه کم کردم ای بنده پرور نه بیشتو دانایی آخر که قادر نیمتوانای مطلق تویی، من کیم؟گرم ره نمایی رسیدم به خیروگر گم کنی باز ماندم ز سیرجهان آفرین گر نه یاری کندکجا بنده پرهیزگاری کند؟چه خوش گفت درویش کوتاه دستکه شب توبه کرد و سحرگه شکستگر او توبه بخشد بماند درستکه پیمان ما بی ثبات است و سستبه حقت که چشمم ز باطل بدوزبه نورت که فردا به نارم مسوزز مسکینیم روی در خاک رفتغبار گناهم بر افلاک رفتتو یک نوبت ای ابر رحمت ببارکه در پیش باران نپاید غبارز جرمم در این مملکت جاه نیستولیکن به ملکی دگر راه نیستتو دانی ضمیر زبان بستگانتو مرهم نهی بر دل خستگانسعدی, بوستان, باب دهم در مناجات و ختم کتابسعدی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.