پادگرد
کاور بوستان سعدی - 192 - باب دهم - مغی در به روی از جهان بسته بود
بهاریه

بوستان سعدی - 192 - باب دهم - مغی در به روی از جهان بسته بود

۷ آبان ۱۴۰۰ · 3 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

مغی در به روی از جهان بسته بودبتی را به خدمت میان بسته بودپس از چند سال آن نکوهیده کیشقضا حالتی صعبش آورد پیشبه پای بت اندر به امید خیربغلطید بیچاره بر خاک دیرکه درمانده‌ام دست گیر ای صنمبه جان آمدم رحم کن بر تنمبزارید در خدمتش بارهاکه هیچش به سامان نشد کارهابتی چون برآرد مهمات کسکه نتواند از خود براندن مگس؟برآشفت کای پای بند ضلالبه باطل پرستیدمت چند سالمهمی که در پیش دارم برآروگرنه بخواهم ز پروردگارهنوز از بت آلوده رویش به خاککه کامش برآورد یزدان پاکحقایق شناسی در این خیره شدسر وقت صافی بر او تیره شدکه سرگشته‌ای دون یزدان پرستهنوزش سر از خمر بتخانه مستدل از کفر و دست از خیانت نشستخدایش برآورد کامی که جستفرو رفته خاطر در این مشکلشکه پیغامی آمد به گوش دلشکه پیش صنم پیر ناقص عقولبسی گفت و قولش نیامد قبولگر از درگه ما شود نیز ردپس آنگه چه فرق از صنم تا صمد؟دل اندر صمد باید ای دوست بستکه عاجزترند از صنم هر که هستمحال است اگر سر بر این در نهیکه باز آیدت دست حاجت تهیخدایا مقصر به کار آمدیمتهیدست و امیدوار آمدیمسعدی, بوستان, باب دهم در مناجات و ختم کتابسعدی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.