پادگرد
کاور گلستان سعدی - 021 - باب اول - غافلی را شنیدم که خانه رعیت خراب کردی
بهاریه

گلستان سعدی - 021 - باب اول - غافلی را شنیدم که خانه رعیت خراب کردی

۱۳ آبان ۱۴۰۰ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

غافلی را شنیدم که خانه رعیت خراب کردی تا خزانه سلطان آباد کند بی خبر از قول حکیمان که گفته‌اند هر که خدای را عزّوجلّ بیازارد تا دل خلقی به دست آرد خداوند تعالی همان خلق را برو گمارد تا دمار از روزگارش بر آردآتش سوزان نکند با سپندآنچه کند دود دل دردمندسر جمله حیوانات گویند که شیر است و اذلّ جانوران خر و به اتفاق خر بار بر به که شیر مردم درمسکین خر اگر جه بی تمیزستجون بار همی‌برد عزیزستگاوان و خران بار برداربه ز آدمیان مردم آزارباز آمدیم به حکایت وزیر غافل، ملک را ذمائم اخلاق او به قرائن معلوم شد در شکنجه کشید و به انواع عقوبت بکشتحاصل نشود رضای سلطانتا خاطر بندگان نجوییخواهی که خدای بر تو بخشدبا خلق خدای کن نکوییآورده‌اند که یکی از ستم دیدگان بر سر او بگذشت و در حال تباه او تأمل کرد و گفتنه هر که قوّت بازوی منصبی داردبه سلطنت بخورد مال مردمان به گزافتوان به حلق فرو بردن استخوان درشتولی شکم بدرد چون بگیرد اندر نافنماند ستمکار بد روزگاربماند برو لعنت پایدارسعدی, گلستان, باب اول در سیرت پادشاهانسعدی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.