پادگرد
کاور فردوسی - شاهنامه - 01 - دیباچه
بهاریه

فردوسی - شاهنامه - 01 - دیباچه

۲۰ اسفند ۱۴۰۰ · 1 ساعت و 9 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

آغاز شاهنامه در ستایش خرد، آفرینش عالم، پیغمبر، مردم، ماه و آفتاب است و همچنین فردوسی از چگونگی ایجاد شاهنامه و جرقه اصلی پیدایش آن می سراید. آغاز کتاب گفتار در ستایش خرد گفتار در آفرینش عالم گفتار در آفرینش مردم گفتار در آفرینش آفتاب گفتار در آفرینش ماه ستایش پیغمبر و یارانش گفتار در فراهم آوردن شاهنامه داستان دقیقی شاعر گفتار در بنیاد نهادن کتاب در ستایش ابو منصور محمدبن عبدالرزاق در ستایش سلطان محمود به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه برنگذرد حکیم توس آغاز شاهنامه را مزین به ستایش پروردگار جهان و ستایش خرد کرده است. خرد بهتر از هرچه ایزد بداد ستایش خرد را به از راه داد فردوسی در ادامه اوصاف آفرینش عالم و قدرت آفریننده را یادآور می‌شود. عناصر چهارگانه این عالم آب و باد و خاک و آتش‌اند و پروردگار، جهان را بر این چهار بنیاد کرد: که یزدان ز ناچیز چیز آفرید بدان تا توانایی آرد پدید از آن پس مردم آفرید تا در زمین زندگی کنند و خورشید را آفرید و ماه، تا روز و شب را روشنایی بخشند و این مردمان را چراغ هدایتی داد که تا ابد، به خاموشی نگراید و آن، نور محمد مصطفی است در زمین و اهل بیت و وصایای او. فردوسی در ادامه، از چگونگی تألیف شاهنامه سخن می‌گوید و اینکه بنیان شاهنامه بر قصه‌ای مکتوب و باستانی استوار است که او گردآوری کرده است. پس از آن، از دقیقی شاعر یاد می‌کند که سرودن شاهنامه را آغاز کرد و در جوانی به دست غلامی کشته شد و فردوسی پیِ این داستانِ ناتمام را گذاشت. چنان بود که با تشویق دوستی خیرخواه، سرودن نامه شاهان را آغازید تا یادگار مانَد از او در جهان. این مهم در زمان «سلطان محمود غزنوی» اتفاق افتاد که وزیر او ابومنصور، فردوسی را ترغیب به نوشتن شاهنامه کرد و سپس خود از میان رفت و چنان شد که حکیم توس در دیباچه کتاب مدح سلطان محمود کرد و بر سرِ قصه شاهان رفت. *با تشکر از خانم شهناز دهکردی که در تهیه و تولید این کتاب همکاری شایسته ای داشتند.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.