پادگرد
کاور درس چهارم مدیریت بازاریابی: جادوی اولین معرفی
Beemohtava

درس چهارم مدیریت بازاریابی: جادوی اولین معرفی

۲۵ آبان ۱۴۰۴ · 13 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

اولین باری که خودت یا برندت رو به بازار معرفی می‌کنی، در واقع داری یه «تتو» روی ذهن مخاطب می‌زنی. و همون‌طور که پاک کردن تتو دردناک و تقریباً غیرممکنه، تغییر اولین برداشت هم تقریباً محاله. بذار یه مثال واقعی بزنم — نه از بازار، از زندگی. یکی از دوستان من از صفر مطلق شروع کرد. با تلاش شبانه‌روزی، مسیرش رو ساخت، کسب‌وکارش رشد کرد، وضع مالیش عالی شد. ولی یه مشکل داشت: پدر همسرش، همون اول کار یه ذهنیت ازش ساخته بود که «این هیچی نداره». سال‌ها بعد، حتی وقتی اون آقا کارمند شرکت دامادش شده بود، هنوز هم همون جمله تکراری رو می‌گفت: «تو همونی نیستی که هیچی نداشتی؟ ما آدمت کردیم!» می‌دونی چرا این داستان مهمه؟ چون دقیقاً همین اتفاق توی بازار هم می‌افته. اون تصویری که روز اول از برندت توی ذهن مردم شکل می‌دی، پاک نمی‌شه. فقط شاید یه کم کمرنگ‌تر شه، ولی همیشه هست. حالا تصور کن اون تتویی که روی پیشونی برندت حک کردی، یه کلمه‌ست: ارزان. همین یه برچسب، بعداً می‌تونه بشه بزرگ‌ترین مانع رشدت. چون مردم، حتی وقتی کیفیتت بالا بره، حاضر نیستن ذهنیتشون رو عوض کنن.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.