

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
شهلا جون پسرم ۵ سالشه و چون تنهاست من یه موقع ها از بچه های دوستام میان و باهاش بازی میکنن ولی زمانی که در حال بازی کردن هستن مدام میگه میشه به من توجه کنی مامان. منم براشون میوه و خوراکی میبرم بیشتر احساس میکنم چون با بچه های بزرگتر از خودش بازی میکنه و در نهایتم مدام با هم دعوا میکنن میخواد که من ازش حمایت و دفاع کنم ولی من فقط میرم یکم قربون صدقه اش میرم میام بیرون و چون دفاع نمیکنم ازش میگه از اطاق بروبیرون گیر نده و وقتی تو بازی به تفاهم نمیرسند مدام میاد بیرون مامان چرا به من توجه نمیکنی وکلا همیشه نگران تو هیچ حالتی از هیچی لذت نمیبره بهترین اسباب بازیها روبراش بخریم بازم ناراحته میگه دوسش ندارم دیگه .فقط چند ساعت اول باهاش کیف میکنه و اصلا تنها بازی نمیکنه دوست داره همه سرشو گرم کنن و مدام میاد از اطاقش بیرون موقع بازی کردن با دوستاش مامان اسباب بازیهای منو جمع میکنی وای مامان نشکنن مامان اسباب بازیهام و بچه ها خراب میکنن در حالیکه همیشه از بچگی تا حالا بهش گفتم اسباب بازی مال خراب شدنه اشکالی نداره پلی نگران و مضطرب هست همیشه و دوستاشم نمیان دیگه میگن به ما اسباب بازی نمیده ما هم نمیایم بازی کنیم میترسم تو مدرسه به مشکل بربخوره
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





