

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
سلام عرض میکنم خدمتتون شهلا خانم مهربان و عزیز. من یک نگرانی دارم که مثل خوره تو جونم افتاده.من چهار سال با همسرم دوست بودم و الان مدت کوتاهیه نامزد کردیم .خدارو هزاران مرتبه شاکرم از وجود همسرم چون بسیااار مرد نازنینی هستن.اما نگرانی من خواهرای ایشون هستن به خصوص خواهر کوچیکشون که خیلی وابستگی عاطفی شدیدی دارن و بی نهایت پیگیر هم هستن دائم به من میگن ما حووی تو هستیم . یا میگن حسودیمون میشه شما برادرمونو نفس صدا میکنی چون ما همیشه بهش میگفتیم نفس یا اگه با خواهرش برم بیرون با اینکه میبینه من دست همسرم رو گرفتم ایشونم میان دستشونو میگیرن و من حس بدی بهم دست میده و دست همسرم رو رها میکنم واقعا موندم چطوری این محبت و وابستگی رو مدیریت کنم و خودم رو قاطی ماجراهاشون نکنم من دلم نمیخواد بی حرمتی کنم خیلی دوست دارم منطقی پیش برم
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





