پادگرد
کاور مشاوره | سوال
به سوی کمال

مشاوره | سوال

۲۴ آذر ۱۳۹۹ · 9 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

خانم دکتر حسینی عزیز سلام و وقتتون بخیر من مادری 45 ساله هستم که یک پسر 13 ساله دارم که تک فرزند و کلاس هفتم است. چند وقتی است که مشکلات زیادی با پسرم دارم به طوری که مرتب موجب کشمکش و جر و بحث و حتی دعوا و داد و فریاد ما در خانه میشود. هم چنین در مدرسه هم مشکل ارتباط با معلمها و دانش آموزان دیگر را دارد و از اوایل بهمن یعنی بعد از به این طرف در مدرسه به شدت دچار افت تحصیلی شده و اصلا درس نمیخواند. الان چند وقتی است که میگوید اصلا نمیخواهم مدرسه بروم و دوست ندارم درس بخوانم از زندگی خسته شدم انگیزه‌ای برای زندگی ندارم دلم میخواهد بمیرم و از این قسم صحبتها. اواسط بهمن یک اتفاقی در مدرسه برایش افتاد که تا الان ادامه پیدا کرده و خیلی تاثیر بدی رویش گذشته و مخصوصا الان دو روزه که دیگه حاضر نیست مدرسه بره. یک روز در مدرسه با بچه ها بعد از زنگ ورزش بعد از اینکه سر برد و باخت در فوتبال و کُری خواند بچه ها دعوایش میشود معلم آنها را به دفتر مشاور میفرستد اما او که چندماهی است که خیلی تندخو و عصبی و سرکش شده به شدت عصبی میشه و از مدرسه میره بیرون و هرچی که مشاورشون اصرار میکنه و بچه ها رو دنبالش میفرسته حاضر نمیشه که بره مدرسه. وقتی که از مدرسه به ما خبر دادند با پدرش به مدرسه رفتیم و حدود 2 ساعت در محله دنبالش میگشتیم تا پیدایش کردیم. به خاطر این اتفاق سه روز از مدرسه اخراجش کردند که اصلا هم از این اخراج نه تنها ناراحت نشد بلکه خوشحال هم شد و میگه تو خونه بهم بیشتر خوش میگذره و میخوابم و بازی میکنم. بعد از برگشت به مدرسه متاسفانه از درس ریاضی به شدت عقب افتاد و بعد از اون هم اصلا درس نخوند و هیچ تلاشی هم نکرد که عقب ماندگیهایش در درسها را جبران کند. یک هفته بعد از برگشتش به مدرسه امتحان ریاضی داشتند نمره اش 1.5 شد . امتحان یک هفته بعدش را هم 8 شد و وقتی شنبه گذشته که نمره اش را گرفت و با دعوتنامه اولیا به مدرسه امد گفت من دیگه مدرسه نمیرم. من جدی نگرفتم . صبح یکشنبه به زور حاضر شد که به مدرسه بره و چون تکالیفش رو انجام نداده بود معلم او را پیش مشاور فرستاده بود که اونجا دیگه به مشاور مدرسه گفته بود که پرونده من را بدهید من دیگه نمیخواهم مدرسه بیام که به من زنگ زدند و من مدرسه رفتم و بعد از کلی صحبت با مشاور و مدیر مدرسه او را آورده ام خانه و امروز هم که دوشنبه بوده مدرسه نرفته است. تا میخواهم با او صحبت کنم از صحبت کردن فرار میکند و میگه که دیگه نمیخواد بره مدرسه . من از دوستان خانم مینو دهقان هستم از دیروز با ایشون در تماس بودم و از مشاوره و کمکهاشون استفاده کردم سعی کردم از دیروز اصلا بهش فشاری نیارم تا قدری آروم بشه . البته یک توضیحی خدمتتون بدم که پسرم از ابتدا خیلی شیطون و پر تحرک و بود طوری که یک جا بندی نمیشد و خیلی ریخت و پاش میکرد و از بچگی خیلی نا مرتب و بی نظم بود. از 3 تا 7 سالگی هم پیش مشاور میبردم برای حرف گوش نکردن و شیطنت بیش از اندازه‌اش. به همین خاطر من هم متاسفانه قدری مادر سختگیری بودم و به قول معروف بکن و نکنم زیاد بوده است. و مخصوصا در یک سال اخیر تا حد زیادی احساس میکنم که ارتباطم با او تا حد زیادی سرد شده و از هم فاصله گرفتیم. در مدرسه هم متاسفانه رفتارش با معلمها و دانش آموزان اصلا مناسب نیست. خیلی با قلدری و سرکشی و تا حدی خارج از ادب است. و احترام نمیگذارد. الان واقعا نمیدانم چطور باهاش رفتار کنم تا کی باید بهش اجازه بدم که تو خونه بمونه و مدرسه نره ؟ ممنون میشم که راهنمایی بفرمایید که در این شرایط چطور باید رفتار کنم مخصوصا درباره برگشتش به مدرسه چکار میتوانم بکنم؟

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.