پادگرد
کاور مشاوره | سوال
به سوی کمال

مشاوره | سوال

۲۵ آذر ۱۳۹۹ · 8 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

سلام شهلا جون خوبيد؟ ٣روز پيش ١ديگه از بزرگترين ترس هايي ك از همسرم داشتم رو آتيش زدم و به سطل آشغال تحويلش دادم. اون اجازه نميداد من بچه رو تنها خونه ي پدرم ببرم و من توي اين مدت يواشكي بعضي وقتها ميبردم. ترس ازينكه وقتي يواشكي بچه رو ميبرم خونه پدر مادرم بفهمه. اون روزخيلي شجاع و جسوروباقاطعيت بهش گفتم :”من مادر بچه ام و هيچ قاعده وقانوني نميتونه مانع بردن بچم ب خانه پدري من بشه. من بچه رو ميبرم خونه پدرم و شب برميگردم. ضمنا به مشاور قضايي كلانتري هم زنگ زدم و ازشون كسب تكليف كردم و اونهاهم به من گفتن شما مادر بچه اي و باخيال راحت هرجا رفتي بچه رو ميتوني باخودت ببري." صحبتم رو چنان مودبانه ،قاطع و رسا زدم ك درجا خشكش زده بود و هيچ عكس العملي نداشت. اين بعد ازون شكايتي كه ازش كردم و بردمش كلانتري و بهش ثابت كردم كه من مادر قوي اي براي بچه ام هستم دومين پيروزي شيرين من بود.اين دومين باري بود كه واقعا به خودم باليدم و شهامتم رو تحسين كردم. بعد ازون روز بدون هيچ ترسي پسرم رو ميبرم خونه پدرم و همسرم هم هيچ اعتراضي نميكنه.١جورايي بايكوت شد. پسرم بسيار ب پدرمادرم علاقمنده و اونها بسيار بهش محبت ميكنند و واقعا اين دوروز كه بدون استرس بردمش اونجا خوشحالي بسيار زيادو افزايش ارامش و ميلش ب غذا خوردن رو به وضوح ب چشمم دارم ميبينم. خاستم اين خوشحالي و حال خوبم رو باهاتون شريك بشم🌹🌹🌹😍😍

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.