

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
حدود یه ساله که منو هم کلاسیم باهمیم . اون لیسانس روان شناسیه من ترم آخر روان شناسی. من ۲۳ سال دارم اون ۲۴ که امسال ۲۴و۲۵ میشیم و قراره کنکور ارشد بدیم. مادر و خواهرامون و اکثر فامیلامون از رابطمون با خبرن به جز باباهامون . پدرش چون بی خبره میگه من پشتتم لزومی نداره که کار کنی تو فقط درستو بخون، ولی برای ازدواج کار باید باشه . مادرش وقتی رابطمونو فهمید بهش گفته فعلا سنت کمه و شغل نداری (اکثرا تو فامیلاشون دیر ازدواج میکنن). خودش از علاقه ای که به رانندگی داره میخواد راننده کامیون بشه از طرف دیگه خونوادش نمیخوان شغل آزاد داشته باشه و مخالفت میکنن . ما هم فعلا صبر میکنیم که طبق خواسته مامانش سنش بزرگ شه هم شغلی داشته باشه که پدر اون یا پدر من اعتراض نکنه آبجبشم میگه شغلش جور بشه من پشتتونم خودم حل میکم . و چون خیلی به هم عاشقیم دوس داریم تو این یه سال به هم برسیم ولی نمیدونیم چی میشه! چیکار باید بکنیم !... اون طبق خواسته خونوادش شغلشو انتخاب کنه یا به علاقش پافشاری کنه و راننده بشه ؟ خونوادش فعلا نمیخوان کار کنه این مشکلو چطور حل کنیم ؟ ( البته همه کارهای خونه و بیرون برعهده ی اینه آبجیاشو میبره میاره کارهای بانکی اداری خریداشونو انجام میده ... علاوه بر کارت خودش کارت بانکیه پدرشم تو اختیارشه ولی نه ولخرجه نه عادت بدی داره و نه اهل دوستو خوش گذرانیه ولی چون کارو در امد نداره تو اختیار خونوادشه و اینم بگم که تک پسره روش حساسن ) . اگه احیانا خونوادش بعد یه سال با وجود شغل اعتراض کردن چیکار کنیم ؟ چطوری قانعشون کنیم ؟ (اخه تو خونه یه آبجی داره که دوسال ازش بزرگتره ولی قصد ازدواج نداره شاید بگن اول آبجیت بعد تو ) هم اون هم من خیلی اذیت میشیم همش فکرو خیال و اضطراب و استرس ... ما تا حالا هیچ مشکلی با هم نداشتیم (اخلاقمون با هم جوره با وجود تفاوت تفاهم داریم خیلی خوب با هم میسازیم با هم خیلی عالی هستیم بدون هم نمیتونیم) خیلی میخوایم به همدیگه برسیم ولی نگرانیم چون فک میکنیم آیندمون دست خودمون نیست .
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





