

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
سلام شبتون بخیر شهلا جون من ی دختر۲۸ساله مجردم حدودا چندسال پیش بایه آقاپسری آشناشدم که خیلی خوب بودیم باهم خوش میگذروندیم تااینکه گذشت وبعدیکماه بمن پیشنهادسکس دادن ومن قبول نکردم یک روز که داشتم از دانشگاه برمیگشتم اومددنبالمو ی دفه ای انگار حال خودش نبود به طرز بدی منو بغل کردو بوسم کرد منم هرچی مقاومت میکردم فایده ای نداشت راستش ترسیده بودم ساکت شدم واونم اروم شد بعدازماشینش پیاده شدم و دیگه اون آخرین باره رابطه بود باهاش تموم کردم به غلط کردن افتادکه منوببخشو این کارم از روی علاقه بودو این حرفا ولی من قبول نکردم وفقط گریه میکردم ولی خب قبلش خیلی دوسش داشتم تایک سال بعد دیدم ی شماره غریبه بهم زنگ زدو گفت من فلانیم شروع کردبه گریه کردن که حلالم کن من کل زندگیمو باختم ترخدانفرینم نکن منم گفتم من همون موقع بخشیدمت وسپردمت بخدا طی این چهارسال هی برمیگشت سمتم که بیاباهم باشیم ومن تغییرکردم من به امیده اینکه تغییرکرده بودقبولش میکردم چون اولین پسری بودکه باهاش بودمو دوسش داشتم خوده اونم میترسیداز اینکه دوباره کاری کنه چون میگفت من خیلی دوست دارمو بهت حس دارم میخام تمومش کنم که بهت صدمه ای نرسه نمیدونم چیکارکنم از ی طرف تنهام هیچ همدمی ندارم ازطرفی میگم اگه برم سمتش بازاون خاطرات برام تداعی میشه وحالموبدمیکنه شماراهنماییم کنید که چیکارکنم ازطرفیم حس میکنم افسردگی گرفتم از تنهایی خواستگارم که واسم میاد به دلم نمیشینن نمیتونم قبولشون کنم بااینکه شرایطشون خوبه
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





