

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
سلام ممنون از پاسختون.فکر میکنم که خیلی خوب نتونستم حرفاموبیان کنم چون فرمودید که توضیح بدم مجدد مزاحمتون شدم.ببخشید. واقعیتش اینه که دلیل عدم همراهی همسرم رو توضیح دادم .هیچ خشمی نسبت به مادروپدرم هم ندارم.تک فرزندبودم بنظردیگران هم خیلی خوب تربیت شدم.اصلا زیاده خواه نیستم لیسانسم وخانه دار.بخاطر تربیت بچم دوست دارم که درکنارش باشم چون مادرم شاغل بوده ونسبت به اینمورد خودم شاکی بودم همسرم خیلی اجتماعیه.حدود ۹ سال اختلاف سنی داریم .خونه اجاره ایه اما خودم خونه دارم که به همت مادرم وباکمک مادرم وپدرشوهرم خونه خریدیمو به نام منه.خواسته هامو براورده میکنه البته که منم خواسته های محدود ودر حدوسعش دارم .اما درمورد مادر شوهرم: بنظرشما آیا اون حق داره که درمورد رنگ موی من ؛تولد بچه ام پوشیدن دامن و انداختن گوشواره؛نوع پوشش من ؛سفررفتن ما وپوشک کردن و نکردن بچه و آزادگذاشتنش که بزار هرکاربکنه وهرجا ببخشید جیش کنه و....نظر بده؟اینکه گفتم ریلکسه برای همین حرفاشو طوری میزنه در کمال آرامش اما حرص طرف مقابلو در میاره .اینکه مادر وخواهرشو نمیبینه به من ربطی نداره اما منظورم نوع شخصیتش بود که ظاهر امر باهمه خوبه وخوش برخورد اما واقعیتش اینه که برای هیچکس قابل تحمل نیست حتی پسراش.اینم به من ربطی نداره .اما واقعا چون اینمدلیه دوست ندارم به کارمن دخالت کنه و برای آرامش خودم خواستم که ازش پرهیزکنم ونبینمش.اما دورادور تو گوش شوهرم میخونه واونم تاثیرمیگیره و میگه خودت حرفاتوبهش بگو وناراحتیتو بهش نشون بده .اما ازاونطرفم پر میشه که بد برخوردکرده درحالیکه فقط سعی میکنم چندکلامی درحد سلام واحوالپرسی صحبت کنم با مادرش. اما پدرشوهرم : ادعاهاش درموردخودمه والا هرچی میخواد خالی ببنده به من چه ربطی داره. میگه مثل کوه پشتتم هرچی خواستی به خودم بگو هرکاری خواستی بکن؛تو فقط لب ترکن همه دنیا فدای یه تار موت و...اما موقع عمل جا میزنه ایناست که اذیتم میکنه که دوست ندارم برم دیدنشون.والا میدونم که هرکس آزاده هرکاری بکنه.اما اینکه بخواد منو بازیچه قرار بده ودست بندازه اذیت میشم.ضمنا دخترم شیر خودمو میخوره واینکه گفتم مجبوری آمادش کردم یعنی برخلاف میلم والا درمقابل شوهرم هیچ مقاومت وبحثی نکردم چون خیلی با سیاست عمل میکنه ومنم با روی خوش بدرقه شون کردم.اما سوالم اینه که : واقعا اشکال نداره هروقت خواست بچه رو ببینه اجازه بدم ببرتش چون میدونم دخترم این فضاهارو دوست داره وخیلی اجتماعی و شاده اما ازجهت تربیتی وروانی این دوربودن چندروزه ازمن مشکلی در آینده ایجاد نمیکنه؟ دوم اینکه همراهی نکردن باهمسرم برای دیدن خانواده اش با این تفاسیری که گفتم اشکالی نداره؟چون مامانم خیلی دراینمورد باهام مخالفه میگه باید همراش میرفتی . بازم ممنونم از اینکه به حرفام گوش میدید و راهنماییم میکنید🙏
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





