

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
سلام.خوبید؟ تعریف شمارو خیلی شنیدم .خواستم باهاتون مشورت کنم واقعیتش اسنه که من حدوددوساله ازداج کردم ویه دختر یه ساله دارم .مادرشوهرم خیلی رو اعصابمه چون اونقدر ریلکس حرفاشو میزنه وکار خودشو میکنه وحرصمو درمیاره وحدود یکساله که از تهران رفتن شمال وحتی برای دیدن مادرو خواهرشم نیامدن تهران. پدرشوهرم هم خیلی اوایل بهم ابراز محبت میکردنو چون دختر نداشتن حتی باهم رفتیم شمال وخونشونو من انتخاب کردم خیلی وعده وعیدای گنده میدادنو اما ازعمل خبری نبود ومنم ازینهم خالی بندی شاکی شدم وچند وقتیه که نرفتم دیدنشون.شوهرم تمایل به دیدن اونها داشت که من مخالفت میکردم ومیگفتم خودت برو.چند وقتی نرفته بود واصراش بیفایده. بهرحال بابرادرش تصمیم گرفتن برن وبه منم گفت که بیا یه روزه میریم وبرمیگردیم ولی قبول نکردم صبح وقتی میخواست بره گفت بچه رو هم میبرم گفتم که نمیشه گفت که میخوان ببیننش منم مجبوری آمادش کردم و رفتن.حالا بیشتر ازیه روز موندنونگرانم که این قضیه تکرار بشه چون پدرشوهرم گفته که تاعید میمونه واصلا بهانه تورو هم نمیگیره.نمیدونم وقتی برمیگردن چه واکنشی داشته باشم. میخواستم راهنماییم کنید.ممنونم
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





