پادگرد
کاور مشاوره | سوال
به سوی کمال

مشاوره | سوال

۲۶ آذر ۱۳۹۹ · 8 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

راستش يه مدتيه مامان بابام همش دعوا ميكنن همش !!! سر كوچيكترين چيزا شروع ميكنن به بحث كردن ، تقريبا آخر همه ي بحثاشونم با اين ختم ميشه كه شما ها هيچكاري نميكنين ، همش مايه ي سر افكندگيه مايين ، اصن دلخوشيه ما نيستين ( مخصوصا مامانم خيلي ميگن ) من هيفده سالمه ، داداشمم ٢٧ سالشه و يه داداش ٣٠ ساله ام دارم كه امريكاس! نميدونم چرا ... تابستون به معناي واقعي كلمه همش دعوا ميكردن و همشم مامانم ميگف من طلاق ميخوام ! و بعضي اوقات ميگف دليل طلاق من و باباتون شماهايين ( يني من و داداشم ) خيلي طولانيه فقط اينكه من الانا با كوچيكترين جر و بحثي استرس ميگيرم و حالت عصبي بهم دست ميده و واقعا واقعا حالم بد ميشه! و تحمل ندارم يكي داد بزنه ! چه توي خونه چه توي مدرسه ... خيلييي زود عصبي ميشم! در صورتي وقتايي كه خونه نيستم خيلي خوش اخلاقم ! و يه چيزي كه هس .... راستش وقتي خيلي عصبي ميشم بايد به خودم آسيب برسونم . چه جسمي چه روحي ! توي تابستون همش ميريختم توي خودم و خودمو سرزنش ميكردم ولي اخيراً ( يني دو هفته پيش ) دوباره دعوا داشتيم سرِ اينكه منو ميخواستن به زور ببرن يه جايي و من واقعا نميخواستم برم بعد شروع كردن به داد و بيداد وقتي از در اتاقم رفتن بيرون ، من اصن نفهميدم چي شد انگار يكي ديگه از درونم اومد بيرون زد دستمو زخمي كرد رفت ! نميدونم چيكار كنم دفعه ي أولم نيس ... نميدونم چيكار كنم الان دارم سعي ميكنم جلوي عصباني شدنمو بگيرم ! ولي واقعا حرفايي كه مامانم زده و شنيدم اذيتم ميكنه يني وقتي يه چيزي ميشه اون حرفا مياد توي ذهنم خودمم هي تشديدشون ميكنم بدتر ميشه!! انگار از تابستون يسري چيزا جمع شده باشه توم ...

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.