

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
سلام شهلا جون من ........ هستم سی وشش سالمه ازسال نودو یک بعداز مرگ مادربزرگم مشکلاتم شروع شد توی شرکت خوبی کار می کردم یکی ازهمکارانم که چه عرض کنم همکار بود یا چی هی تو گوش من خوند که یکی ازهمکارا ازتو خوشش می اید تا اینکه من از اون خوشم امد ولی نگفتم بعد منرا جابجا کردندو سمت کاریم کمتر شد و من استخاره گرفتم و بد امد و استعفا دادم ولی بعدش. خواهر کوچکم ازدواج کرد و من اصلا تو اون شرایط به او کمک نکردم ورابطمون بد شد. حالا من هم کارندارمم هم پول وهم رابطه خوبی نه باخودم نه با خانواده. دلم می خواهد ازدواج کنم. پارسال. رفتم سر کار و یه خواستگار امد می رفتیم و می امدیم مدیر شرکت قبلی معرفی کرده بود. دیگه ازاون روز من هزارتا دکتر رفتم ولی همه نصفه اخرسرم. دارم شش ماهه قرص ضد افسردگی می خورم. من پایان نامم را نیمه رهاکردم الان خیلی ناامیدم افکار منفی. دارم ترس ووحشت دارم همش نگرانم مامان وبابام بمیرند ومن تنها بمونم ازیه ور دوستشون دارم ازیه ور ازشون بدم میاد عصبی و غمگینم. ازاینده هراس شدید دارم. شبها کابوس می بینم ناامیدم هروقت اعلامیه روی دیوار می بینم اگر پدرباشه فکرمی کنم پدرم داره می میره اگر هم مادر باشه فکر می کنم مادرم داره می میره مادرم می گه ازدستت راضی نیستم توبدترین بچه منی
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





