

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
سلام شهلا خانم یه سوالی داشتم ازتون جواب بدین ممنون میشم من یه دختر 12ساله دارم یکسال میشه براش گوشی خریدم بخاطر کلاس نقاشی میرفت.الان هم کلاس مجازی هستش گوشی دراختیارشه من به دخترم گفتم از این که بهت آزادی میدم سو استفاده نکن به من گفت نه مامان خیالت راحت.من اصلا گوشیشو چک نمیکردم صبح ساعت 6بیدار میشد میگفت معلمم کلی ویس فرستاده من باید گوش کنم منم فک میکردم راست میگه پیگیرش نشدم چون فکرشو نمیکردم بهم داره دروغ میگه تا یه روز رفتم تو اتاقش سریع گوشیشو گذاشت وسط کتابش گفتم چیکار میکنی گفت هیچی دارم مینویسم منم گفتم گوشیتو بده بهم ببینم شوهرم هم خونه بود من گوشیو ازشگرفتم آمد همه چیو پاک کنه ولی من همه چیو دیدم از اتاقش آمدم بیرون دخترم هم سریع خوابید شوهرم گفت چی شده من گفتم هیچی خودش گوشیو آورد گوشیو چک کرد که روبیکا نصب کرده بود دخترم به من گفته بود روبیکا نصب کنم من گفتم نه ولی بدون اجازهی من نصب کرده بود بعد یه گروه تشکیل داده بود چت آزاد فقط دخترها ولی پیام هایی که ردو بدل میشد اصلا یه دختر به همجنس خودش نمیگه شوهرم خیلی عصبی شده بود گفت دیگه نمیخواد بره مدرسه صبح که شد کلی باهاش صحبت کردیم ولی گریه میکرد میگف همه دخترن من یه اشتباهی کردم باباش گوشیو ازش گرفت وقتی که صبح آنلاین میشد من خودم بیدار میشدم کنارش بودم چون شوهرم اجازه نمیداد تنها باشه یک ماه طول کشید تا دور روز پیش من با شوهرم صحبت کردم بهش گفتم بسه دیگه .صبح که شد شوهرم صداش زد به دخترم گفت من گوشیو بهت میدم ولی اعتماد منو مامانتو بدست بیار دخترم گفت باشه .شوهرم گفت هیچی نصب نمیکنی فقط شاد باشه دخترم هم گفت باشه ولی متاسفانه اون روز که گوشیو دادیم نه روز دیگه بازار نصب کرد کلی برنامه نصب کرد من گوشیشو دیدم گفتم مگه بابا بهت نگفت نصب نکن چرا گوش نمیکنی خیلی با خوشونت بامن صحبت کرد گفت من کاری نکردم نمیدونم چیکار کنم گوشیو از ش بگیرم خیلی یمن باباش دروغ میگه من اصلا بهش اعتماد ندارم میشه راهنمایی کنین ممنون
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





