

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
من ۳۱سالم هست یک دختر ۹ساله دارم همسرم آدمی هست که زود سر مسائل جزئی زود از کوره در میره و هرچی دوست داره بارمن و دخترم میکنه ولی در عین حال خیلی مهربون و احساسی هست دوسه روز پیش سره یک مسائلی که من اطلاع نداشتم ازش (کیف من جا مونده بود خونه مامانم لباس اینا هم داشتم داداشم هم مجرد هست با عجله که لباس هارو ورداشتم لباس زیر داداشم هم قاطی شده بوده )سره اون دعوا شد که چرا کیف تو باید تو این وضع باشه منم توضیح دادم که شاید کیفم بغل کامد بوده و از کامد افتاده نفهمیدم جمع کردم آوردم ولی عصبی شد رو من هم حتی دست بلند کرد،و بگو مگو شد.و به من گفت از خونه برو منم گفتم خودت برو الان سه روز هست رفته و من دو روز تو خونه تنها موندم و دیروز اومدم به عنوان مهمان خونه مامانم ،به مامان هم نگفتم که دعوا کردم گفتم همسرم سفر کاری داشته ،وای رفته خونه مامانش .دخترم چند بار پیام داده بهش ولی در جواب دخترم گفته تو هم مثل مامانت هستی فقط من و برای پول میخواین،و حتی گفته فکر کن بابات مرده،من هم تبریک روز مرد حتی فرستادم که بعد بهانه نیاره ولی واقعا ناچار موندم الان چیکار کنم هر سری هم دعوا میشه میگه همش تقصیر تو هست مثل من پیدا نمیکنی
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





