
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
١٢٢٥ من یه خاله دارم اسمش سپیده هستش ۳۱ سالشه ازدواج نکرده ما که طبقه بالای مامان بزرگم زندگی میکنیم اونم تو طبقه دوم زندگی میکنه خیلی یه دندس اصلا ما باهم نمیسازیم خیلی باهم دعوا میکنیم مامان بزرگم ۳ ماه پیش کرونا گرفته بود الانم حالش خوبه من یه مدت مراقب مادر بزرگم بودم یه مدت هم خالم دیگه وقتی مامانم از سرکار میومد به اون می رسید یعنی وقت نمی شد با من وقت بگزرون از اینا بگزریم خالم خیلی باهام دعوا میکنه خیلی سرم داد میزنه خیلی تحت فشارم میزاره یکم پیش رفتم پایین دیدم براش طلا خریدن تو ته دلم یه آتیش به پا شد که هیچکس نمیتونه خاموشش کنه اومدم بالا به مامانم گفتم مامانم گفته ولش کن ولی فهمیدم ناراحت شد میشه بگید چیکار کنم خیلی اذیتم میکنه که چرا باهام بد رفتاری میکنه پیش همه خوردم میکنه سرخمم میکنه
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
