

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
١٢٣٦ من ۱۰ ساله ک با پسر خاله ام ازدواج کردم عشق بعد از ازدواج ... خیلی عاشقانه دوسشداشتم و و میمردم براش و اینکه خیلی ادم خوبی بود با اینکه اولین سیلی رو در دوره نامزدی بهم زد بازم نتونستم پیش کسی بگم ترسیدم از دستش بدم و خانواده ام بگن جدا شو و من دوسش داشتم نمیخواستم جدا بشم رفته رفته هر بار ک دعوای شدیدی داشتیم دست روم بلند میکرد و من ب هیچ کسی چیزی نگفتم اینم بگم ک من موقع دعوا اگر جواب ندم شوهرمم اروم میشه و هیچ اتفاقی نمیوفته اما متاسفانه گاهی وقتا نمیتونم قبول کنم ک جواب ندم و مقصر دیدع بشم درصورتی ک مقصر نبودم چند سال پیش ب حانواده اش گفتم و پدر شوهرم قول گرفت ک تکرار نکنه خوب بود همه چی تا اینکه دو هفته پیش ما سر هیچی و الکی دعوای شدیدی داشتیم و این بازم منو زد جوری ک پامم سیاه سیاه شد و من بازم ب پدر و مادرش واین بار ب خانواده خودمم گفتم ک چ اتفاقی افتاده ...😓😓😓😓و اصلا دوسندارم ازش جدا بشم و بچه هام و زندگیم رو دوسدارم اما حالا نمیتونم ببخشمش با اینکه برام کادو گرفته کلی معذرت خواسته اما نمیتونم باز مث قبل باهاش خوب باشم و اینکه قبلا یک انسان شاد و سرحالی بودم اما رفته رفته ب یک ادم عصبانی تبدیل شدم ... الان سر کوچکترین حرفی و کاری عصبی میشم مخصوصا سر بچه هام و ریخت و پاش خونه و اینکه چکار کنم باز بتونم با شوهرم مث قبل زندگی کنم و گرم بشم من از شما کمک میخوام ک ازاین حالت افسرده بیام بیرون و یک انسان شاد و سرحالی بشم
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
