

اپیزود نهم | شعر جنبش زیست | از سهراب سپهری | به روایت کاف صاد
۱۷ خرداد ۱۴۰۴ · 4 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
پشت کاجستان، برف. برف. یک دسته کلاغ. جاده یعنی غربت. سهراب اینبار ما رو به سکوتی میبره که از توش، صدای زندگی میاد. همهچی سفیده، ایستاست، اما توش حرکت هست. نه از عشق میگه، نه از فقدان — فقط یه جادهست، یه دسته کلاغ، و یه حسی که تا ته دل میره. 🎙️ تو این اپیزود، با هم تو این برف قدم میزنیم و دنبال معنی زندگی تو دل سکوت میگردیم. 🎧 اپیزود رو بشنو در Spotify، Castbox، Apple Podcasts و همهی اپهای پادکستخور دنیا 📎 لینک شنیدن در بیو موجوده. 🌀 اگه حس کردی یه نفر دیگه هم باید این برف رو بشنوه، لطفاً ما رو بهش معرفی کن. گاهی یه صدا، تو دل یه زمستون، میتونه بهونهی زنده بودنه. شعر جنبش زیست شاعر سهراب سپهری راوی کامران صحرانورد
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.



