
به وقت کودکان روستا(قصه،توپ،رنگ
روایت من از راهعلی، کارگر ساختمانی که من را به کتاب خواندن سوق داد
۲ فروردین ۱۴۰۲ · 10 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
راهعلی درس را رها کرده بود و کارگری میکرد، اما به کتاب علاقه داشت و کتابخون بود، چند ویژگی داشت که باعث میشد بچههای مسجد جذب راهعلی بشوند. #اسماعیل_آذری_نژاد#قصه_رنگ_توپ#ترویج_کتاب#کودک_کتاب
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
