پادگرد
کاور نامه‌ی سوم | غروبی که برات چای ریختم
برای تو، شاید

نامه‌ی سوم | غروبی که برات چای ریختم

۱ شهریور ۱۴۰۵ · 3 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

امروز برای کسی چای ریختم که شاید اصلاً وجود نداشته باشه. دو فنجون روی میز بود؛ یکی برای من و یکی برای تو. تویی که غروب‌ها، چه بنویسم چه ننویسم، پیدات می‌شه. نامه‌ی سوم «برای تو، شاید» درباره‌ی صندلی‌ایه که خالیه، اما خالی به نظر نمی‌رسه؛ درباره‌ی چایی که کم‌کم سرد می‌شه و حضوری که حتی بعد از آخرین نقطه هم می‌مونه. — نویسندگی، روایت و تولید: برای تو، شاید © For You, Perhaps

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.