پادگرد
کاور چهل و هفتم | سحر
رادیو بندر تهران

چهل و هفتم | سحر

۱۶ آبان ۱۳۹۹ · 1 ساعت و 37 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

رادیو بندر تهران | قسمت چهل و هفتم، سحر | شانزدهم آبان ۱۳۹۹‌‌‌‌‌این قسمت با حمایت «مخاطبین رادیو بندر تهران» منتشر می‌شود.‌‌‌‌‌‌‌برای حمایت از ما، از داخل و خارج ایران با ارزهای ریال، یورو، بیت‌کوین از طریق لینک زیر:www.hamibash.com/bandaretehranبه صورت امن اقدام کنید.‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌یک‌بار فیلم «یک شب اتفاق افتاد» فرانک کاپرا را برای‌شان نمایش می‌دهند. بهزاد اهل فیلم است. فیلم زیاد می‌بیند. از همان دوران به فیلم دیدن عادت کرده است. گفت، فیلم داستان یک زن و مردی است که همدیگر را نمی‌شناسند و ناچار می‌شوند یک شب زیر یک سقف با هم بمانند؛ در یک مسافرخانه. داستان پیتر و الی. یک پتو را روی طنابی بینِ خود‌شان می‌اندازند. یک تخت این‌طرف پتو، یک تخت آن‌طرف پتو. شب می‌خوابند و صبح بیدار می‌شوند. باورشان نمی‌شود که شب گذشته حادثه‌ای بین‌شان رخ نداده. بهزاد گفت پیتر زور می‌زند که در تمام آن شب چشم‌پاک باشد. زور می‌زند تا میل درونی‌اش را پنهان کند. بعد گفت اما برایش عجیب بوده که چرا نقشش را کلارک گیبل بازی کرده. «آخه گیبل و چشم‌پاکی؟» بعد هم آخر داستان را برایم گفت که بعد از آن همه سختی که آن دو در آن شب کشیدند، در شب دیگری الی و پیتر به همان مسافرخانه برمی‌گردند. توی یک نمای بسته از داخل اطاق، پتویی را می‌بینیم که روی زمین می‌افتد. بهزاد گفت استادشان پس از فیلم از هیچکاک نقل می‌کند که گفته: «از هر ده نفر آدم، نه نفر، اگر ببینند که زنی در پنجره‌ی روبه‌رو دارد لباس‌هایش را درمی‌آورد که به بستر برود، پشت پنجره می‌مانند و تماشا می‌کنند.»‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌در این قسمت آثاری از علی بزرگیان، پردیس پرتو و مرضیه رسولی به همراه یادداشت‌هایی از وبلاگ‌‌‌های «بعد از همه چیز» و «به روایت میم» را می‌شنوید و در نهایت قسمتی از نامه به عشق تریاکی تقدیم خواهد شد.‌‌‌‌موسیقی‌های استفاده شده در این قسمت:Sahar - Mahmood Sarmadi & Behnam BazyarAtab - Hadi ZeidanHavay-E-Shahr - Amin BaniThe First Rain - Rim BannaDarya Toofun Dare - KeyniNimi Az Ma - Pallett BandTolou - Amir BalAfshanNim-E-Shab Etefaq Oftad - Hamed BehdadPrenzlauerberg - BeirutDarya Nemiram (Live) - Garsha Rezaei‌

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.