

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
به قضاوت دیگران خیلی اهمیت می دهم و در برابر آنان حالت دفاعی بخودم می گیرم . وقتی انتظار من برآورده نمی شود ، از آنان متنفر می شوم . خلقم تنگ می شود. گاهی هم در برابر دیگران ، از ابتدا حالت دفاعی یا تهاجمی دارم . چرا ؟ درمجموع شما زندگی را خیلی جدی می گیریدکه نیست . روی مناسبات خود با دیگران و رفتار و گفتار آنان خیلی انرژی و مایه می گذارید که نیازی نیست . حالا اجازه بدهید قدری عمیق تر به این پرسش ها نگاه کنیم . اول اینکه شما قدری کمال طلب هستید . ماشین مقایسه شما همیشه مشغول کار است . گفتید که از دیگران انتظار دارید . دیگران که ننشسته اند که به انتظار و توقع ما جواب بدهند. متاسفانه والدین شما به شما بد کرده اند . بر آورده شدن انتظارات شما توسط آنان سبب شده که شما از همه همین گونه انتظار را دارید . خب برآورده نمی شود. از آنان احساس طلبکاری می کنید. ذهن شما بد راهی را رفته است . عادت بدی پیدا کرده اید که با واقعیت زندگی همخوانی ندارد. همین قدری در آدم استرس و تنش بوجود می آورد که بتدریج شدت می گیرد که در شما آثار آن مشهود است . قدری هم حساس و نکته بین هستید.چیزهایی در رفتار و گفتار دیگران می بینید که خود آنان نمی بینند. قدری هم در قضاوت های خود شتاب می کنید. کمتر گوش می دهید . همین عجله در جواب دادن سبب می شود که نیت و قصد طرف خود را درست متوجه نمی شوید. حرف های دیگران را براساس ذهنیت خودمعنا می کنید. یعنی دچار خطای شناختی می شوید. نکته دیگر اینکه نمی خواهید از جایگاهی که در ذهن برای خود درست کرده اید پایین بیفتید. یکی دیگر اینکه از نه گفتن می ترسید . دوست دارید دیگران را بشکلی نگه دارید. در این صورت شاید باج هم به آنان می دهید که در درون خود نسبت به آنان دچار تضاد می شوید. ارزیابی که از خود دارید ، هر چند خیال می کنید که بالاست ، ولی ته ذهن تان قدری احساس حقارت و کینه و نفرت هست . ترس از باختن و موفق نشدن دارید. همین اضطراب آور است . نمی توانید قضاوت های دیگران را فراموش کنید. قضاوت هایی که گذرا بوده اند و هیچ مبنایی نداشته اند. شما به این قضاوت ها که به کمال طلبی شما خدشه وارد کرده واکنش نشان می دهید. برای شما شخصیت ایده آلی خیلی مهم است که البته در ارتباط با دیگران بخطر می افتد. بجز شخصیت ایده آلی شما قدری استرس و اضطراب دائمی دارید. گاردی که در برابر دیگران می گیرید ناشی از همین استرس و اضطراب دائمی و یا اساسی است که از گذشته پیدا کرده اید. یک نیازعصبی پیدا کرده اید که دیگران از شما مدام تعریف و تمجید کنند. دوران کودکی و نوجوانی آدمی که همیشه تکرار نمی شود. انسان سالم نیازی به تعریف و نمجید دیگران ندارد. راه درست خود را می رود و متوجه رشد خود در طول زندگی است . نیازهای خود را با توجه به امکاناتی که دارد و یا بدست می آورد برطرف می کند . خشم و نفرت فرو خورده هم زیاد دارید . متوجه نیستید که دیگران روی حرف های خود آنقدر حساس نیستند که شما نسبت به آنها هستید. این توقف شما روی رفتار و گفتار دیگران ، حالت وسواس گونه برای شما بوجود آورده است . گاهی روی یک موی باریک در حرکت هستید. از سقوط محتمل خود می ترسید . همیشه با خود و با دیگران در جنگ هستید. انرژی برای شما باقی نمی ماند که به کارهای خلاق خود برسید . کسی که واقعیت های زندگی را می بیند و با آنها زندگی می کند کمتر اسیر گارد دفاعی یا تهاجمی است . کمتر استرسی می شود . کمتر خود را ملامت می کند. کمتر خشم و نفرت پیدا می کند. کمتر مبتلای به اضطراب می شود. زندگی همین است که هست . همه ما اشتباه می کنیم و همه ما دچار روند آزمون و خطا هستیم . دلیلی نداردکه براثر این اشتباه ها خود را ملامت کنیم و یا دیگران را و یا دچار عذاب و شکنجه درونی بشویم و یا خشم و نفرت پیدا کنیم . قضیه برای شما خیلی جدی است . انرژی زیاد اینجا مصرف می کنید. با آنچه هست کنار بیایید . نه خود را قضاوت کنید و نه دیگران را . وقتی همه در ذهن ما جا خوش کنند دیگر جایی برای دیدن واقعیت و رشد و شکوفایی ما باقی نمی ماند. مدام در ذهن خود با این و آن جدال داریم . توجه داشته باشید وقتی ما زیاد گرفتار محاسبه ها و تعبیروتفسیر ذهنی خود هستیم ، رابطه واقعی با دیگران و اطراف خود نداریم . حواس ما جای دیگری است . ازاین رو کمتر می توانیم با واقعیت های زندگی در ارتباط باشیم و آنها را حس و لمس کنیم .
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





