

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
وقتی با بحران درزندگی روبرو می شویم ،برای مثال کار خود را از دست می دهیم و انتظارات ما در زندگی برآورده نمی شود ، چه باید بکنیم ؟ 1- نخست اینکه بدانیم دنیا به آخر نرسیده است . همیشه آلترناتیو وجود دارد. راه وچاره هست . بنابراین سعی کنیم که در این وضعیت ، چاره و آلتر ناتیوی برای زندگی خود پیدا کنیم . همیشه هم پیدا می شود. 2- اینکه انتظار داشته باشیم که جهان همیشه به کام ما بگردد ، تفال باطلی است . همه ما در معرض همه گونه چالش ومسئله ومشکل هستیم . پس باید برای هر رویدادی خود را آماده نگه داریم . 3- در شرایط بحرانی ، خشمگین و عصبی نشویم ، انرژی خودرا ذخیره نگه داریم . آنچه برای ما پیش آمده را بگردن این و آن نیندازیم . از خود سلب مسئولیت نکنیم . زیان این تلقی ، این است که بجای تحلیل وتبیین درست مشکل خود ، به شماتت نسبت به این و آن می پردازیم و یادمان می رود که نقش ما در این بین چه بوده است ! 4- وقتی خشمگین می شویم و مسئولیت را در ذهن خود به گردن دیگران می اندازیم ، بشدت دچار خطای شناختی می شویم . پس راه را اشتباه می رویم . معکوس می رویم . در شرایطی که می توانیم از دیگران کمک بگیریم ، به دشمنی با آنان برمی خیزیم و فرصت های بالقوه زندگی خود را می سوزانیم .ذهن خودرا چنان را کرخت کرده ایم که نمی تواند درست را از نادرست تشخیص بدهد. یعنی به نوعی اختلال شناختی پیدا می کنیم . 5- از آنجا که وضع ما بد وبدتر می شود ، خشم و نفرت ما هم افزون تر می شود . در صورتی که خودمان این شرایط را برای خود خلق کرده ایم . سرمان درد می کرده اکنون همه اعضاء و جوارح ارگانیسم مختل شده است . درواقع آچمز شده ایم . با اینهمه نقش خود را در این میان بکلی از یاد می بریم . غرور نمی گذارد که مسئولیت خود را در شرایطی که پیش آمده ببینیم . 6- در شرایط بحرانی نباید از وضعیت خود یک قرائت بد بینانه شخصی داشته باشیم . نباید روی قرائت خود از این وضعیت پافشاری کنیم . براحتی می توانیم برداشت دیگری را انتخاب کنیم . همه اینها به وضعیت ذهنی ما بستگی دارد. اینکه به هیچ وجه خودرابه چالشی که پیدا کرده ایم نبازیم . خود را درکانال تاریک و سیاه بدگمانی نیندازیم . باب تجربه در زندگی را بروی خود نبندیم . بعبارت دیگر نتیجه قطعی و حتمی نگیریم ! 7- بدترین گزینه در این وضعیت ، این است که مهره هایی که در اطراف ما هستند و در این زمان ها باید بکار ما بیایند را بسوزانیم . رابطه خودرا بآآنان خراب کنیم . کنترل خود را از دست بدهیم و به این و آن پرخاش کنیم . مهره های اصلی را از خود برنجانیم . اصل قضیه را فراموش کنیم و به فرع قضایا بپردازیم . آنهم پردازشی از روی خشم و عصبانیت و نفرت و کینه . 8- بعبارت دیگر زبان ناسازگاری و طلبکاری در رابطه با دیگران اختیار کنیم که سراسر بازدارنده و جدایی آفرین باشد. اتهام و اهانت باشد. خب در این صورت چه نتیجه ای می گیریم ؟ 9- درچنین شرایطی است که خود را تنها و تنها و تنها می بینیم . این شرایطی است که خودمان برای خودمان بوجود آورده ایم . بجای اینکه از مهره های اطراف کمک بگیریم و باآنان تشریک مساعی کنیم ، همه را از دور خود می پراکنیم . 10- بنابراین در این شرایط لازم است که احساسات و عواطف و هیجان های خود را کنترل کنیم . انرژی بیهوده نسوزانیم . به خیال بافی و فکرهای بدبینانه خود مجال بروز و گسترش ندهیم . صبور باشیم . متحمل باشیم . تا روزنه ای پیدا شود. دنیا که به آخر نرسیده است. 11- وقتی مسائل را سبک و آسان ببینیم ، امکانات واقعی خود را هم خواهیم دید ، از مشاوره نزدیکان نیزبرخوردار خواهیم شد ، درنتیجه راه بیرونرفت از بحران آسان تر خواهد بود. مشروط بر اینکه مدعی دیگران نشویم . با قدردانی با آنان روبرو بشویم . به آنان انگیزه بدهیم که به ما یاری برسانند. غرور و کبر خود را زیر پا له کنیم که مشکل اصلی بشر همین کبر وغرور ابلهانه وعصبی است. در غیر اینصورت انرژی بیهوده می سوزانیم و زمینه برای خالی شدن از انرژی و رویکرد به افسردگی در ما تقویت می شود. در نتیجه نه تنها مشکل ما حل نمی شود ، بیماری های روان تنی نیز می گیریم . پس پاسخ دادن به چالش ها وحل مشکلات بسیار آسان است . درگرو ادراک درست امکانات شخضی و حق شناسی نسبت به دیگران و تواضع و یاری خواستن از آنان است . دوری کردن از بدبینی و خیال بافی است . کنار گذاشتن حدس وگمان است. مطمئن باشیم که نزدیکان ما با آغوش بازبه یاری و کمک ما خواهند شتافت . تو چون خود کنی اختر خویش رابد / مدار از فلک چشم نیک اختری را . و از مولانا بشنویم : کوی نومیدی مرو امیدهاست سوی تاریکی مرو خورشیدهاست .
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





