دانلود سخنرانی دکتر دینانی پیرامون اشعار شیخ اجل ” سعدی ” – بخش سوم
۲۲ مهر ۱۴۰۰
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
هرچه کوته نظرانندبر ایشان پیمای که حریفان زمل ومن زتأمل مستم http://nabavi.co/music/dinani/sadi-3.mp3 استاد ایا می شود بگوییم که تأمل با تعقل فرقش این است که معرفت به اظافه ی شوق است ج)سعدی سخن خودش را مثل پله های یک نردبان می گیرد ومی رود جلو ببین چطور شروع کرد از مستی وشوق صحبت کرد ومایک تفسیری کردیم ودر بیت بعد کاملا دارد تفسیر می کند وقتی که در بیت اول از شوق ومستی صحبت می کند واز ساقی می خواهد که یک جرئه یدیگر به اوبدهد که از دست برود در بیت دوم دارد معنی می کند مستی را ،انچه کوته نظرانند بر انان پیمای واین جا بعد از کوته نظران اهل تأمل را می اورد ،اجازه بدهید من این واژه ا را اول معنی کنم کلمه مل یعنی شراب ،تأمل را که به زیبایی در کنار مل اورده یعنی اندیشیدن دقیق ویک وقت اندیشیدن ظاهری است وفرق است بین این دو همه شاید فکر کنند ولی همه اهل تأمل نیستند هیچ ادمی بدون فکر نیست در کار در خرید در همه جا اما کی تأمل می کنی ؟فکر وقتی که رفت در اعماق ودیگر این که بدانی که چگونه فکر می کنی این تأمل است یک وقت شما فکر می کنی که چی بخرم وچه رنگی را انتخاب کنم یا چگونه رانندگی کنم اما یک وقتی به ورای این ها می روی که مقصد از این ها چیست وبه اعماق رفتن است که منظور از این ها چیست هدف کجاست ؟ودیگر این که من چگونه فکر می کنم من کی هستم کی فکر می کنم ؟ایا من فکر هستم یا فکر کننده ،ایا ادمهایی که فکر می کنند ایا خوب توجه دارند که خودشان فکر نیستند وفکر کننده هستند ؟ایا من فکر هستم یا فکر کننده هستم ؟وفرق بین فکر وفکر کننده چیست ؟ایا فکر کننده خود فکر است یا فکر کننده است ؟وارد این بحث نمی شوم که خیلی طولانی است اما تأمل این جاست که شما هم به غایت اون چیز فکر کنی به پایانش از ظاهر به باطن هم بروی نه در سطح ظاهر بمانی ودیگر این که بدانی که شما داری می اندیشی وبدانی که من کی هستم که دارم می اندیشم ؟اندیشه ی من از کجا می اید وچرامی اندیشم وبه چه منظور می اندیشم ؟همهی این ها را که جمع کنی تأمل است وبی نهایت است تأمل ودر جلسه یقبل فرق بین تأمل وتعقل را گفته ام وتأمل یعنی ارزو یعنی پایانرا دیدن یعنی باشوق وخیلی عمیق تر از تعقل است و سعدی کلمه ی تأمل را به کار برده با معانی ژرفش وبا اگاهی به کار برده ودر مقابل مل که شراب است گذاشته وحریفان کسانی هستند که مست شراب هستند ،می گوید من از شراب مست نیستم ومن از تأمل مستم وخودش تفسیر بیت اول را می کند وتأمل یعنی مل بیشتر واین را من می گویم واگر شما بخواهی مل را به باب تفعل ببری چه می شود ؟می شود تأمل یعنی خیلی شراب این رامنخودم می گویم واز عهده اش هم بر می ایم من تأمل را برای شما معنی کردم یعنی به ژرفا رفتن به باطن رفتن اما اگر از مل مبالغه بسازیم می شود تأمل یعنی خیلی شراب یعنی اون شرابی که دیگر در حد شراب ظاهری باقی نمی ماند ومل لایتناهی شراب ظاهری در یک شیشه است ویا در جام است وظرفیتش محدود است اما تأمل یعنی اونقدر مل وشراب است که دیگر نمی شود ظرفیتش را حساب کرد بی نهایت ظرفیت مل است اون است که از دست می خواهد برود وسعدی می خواهد با اون شرابی که بی نهایت است ودر این جامهای ظاهری نیست ودر تأمل است ،چقدر می شود تأمل کرد در ژرفا ؟بی نهایت از اون شراب می خواهد واین جز با ورود به عالم معنی در عالم ظاهر میسر نیست هر چه کوته نظرانند بر ایشان پیمای ،در مقابل تأمل وکسی که به باطن میرود کوته نظران وظاهر بین را می اورد در مقابل ژرفا نگر سطحی نگر را اورده میگوید هر چه کوته نظرانند برایشان پیمای من دومعنی برای پیمای می اورم یکی این که عبور کن وبگذر از این ها ونمان در مقام ظاهر بینی عبور کن ومعنی دوم این است که یک پیمانه به این ها بچشان به این ها یک پیمانه بده تا از ظاهر عبور کنند وبه باطن بیایند هر دومعنی را می شود کرد استاد صفت دیگر اهل تأمل این است که مدام هشیارند که ابن سیناهم صفت صدیقین را کسانی می داند که تأمل در وجود می کنند؟ ج)وجود را هم کسی می تواند بفهمد که در باطن می رود چون انسان موجود بین است وجود بین نیست وخود وجود را نمی بینند موجود را می بینند به عبارت فارسی هستی وهستنده ما کدام را می بینیم ؟هستنده یعنی موجود وهستی یعنی وجود وما باموجودات سر وکار داریم حالا موجودات به وجود موجودند یا وجود به موجودات موجود است ؟موجودات به وجود موجودند اما شما با موجودات سر وکار داری وموجودات را با حس در می یابی اما وجود را با تأمل دریافت می کنی ومستی از تأمل خیلی مستی بالایی است وسعدی با یک تیر دونشان می زند ومی خواهد بگوید ضمن این که مستی شوق است وشوق مستی اور است و حد نهایت شوق عشق می شود ،می خواهد بگوید عشق منهای عقل نیست ،ایا تأمل بدون عقل می شود ؟خیر پس تأمل اندیشه است می خواهد عشق راببرد توی عقل ومی خواهد عشق وعقل را یکی کند اول از شوق صحبت می کند بعد از مل می رود به تأمل وتأمل مست کننده است ومی خواهد از شوق به عشق برود وبرود توی اندیشه واندیشه را با عشق یکی کند واصلا چشندگی شوق ،عقل است این کسانی که می کوشند عشق را از عقل جدا کنند راه خطا می روند وعشق وشوق از عقل نمی تواند جدا باشد وچشنده عقل است وعقل همان هویت انسان است واون ذات انسان که در عقل ظهور می کند می چشد وسعدی دارد با الفاظ بازی می کند واز شوق شروع می کند واوج شوق عشق است وبعد می رود به تأمل ومستی از تأمل بهترین مستی ممکن است وانسان از مل عبور کند به تأمل میرسد واگر نرسد در سطح ظاهر مانده است استاد در واقع باطن همه شریعت هم همین است ج)بله همه ی باطن عالم وهستی همین است استاد درحج یکی از اعمال قربانی کردن گوسفند است اما باطنش وپیامش چیست ؟ ج)پیامش این است که یعنی حیوانیت خودت را ضبح کن ببینید انسان حیوان ناطق است ودر مر حله ی اول حیوان است وحیوان ممتاز است که با عقل ممتاز می شود وتنها حیوانی است که عقل دارد وتمام خصوصیات حیوانی را انسان دارد چه چیزی در حیوان است که در انسان نیست ؟چه در جماد ونبات است که در انسان نیست ؟همه در انسان هست اما یک چیزی در انسان هست که در هیچ موجودی نیست واون عقل وعشق است ،خوب وقتی که قربانی می کنی یعنی در حد حیوانیت باقی نمان وحیوانیت را قربانی انسانیتت کن البته این معنی اش نیست که در ظاهر گوسفند نکشی ،نه قربانی بکن اما اگر صد تا گوسفند را هم اگرکشتی اما در حیوانیت خودت ماندی چکار کرده ای؟هیچ اما حالاکه حیوان زبان بسته را ضبح کردی یک فکری به حال حیوانیت خودت هم بکن درنده خویی خودت را چه می کنی ؟ایا ما بیشتر درنده هستیم یا گرگ ؟ گرگ چند تا گوسفند را می کشد ؟وقتی سیر شد می رود اما انسان ار شهوت ودرنده خویی اش غلبه کرد چند تا ادم را می کشد ؟ با بمب اتم چه می کند ؟ منظور این است که این را بکش این درس را ازحضرتخلیل باید بگیریم واون حیوانیت را ضبح کرد واصلا اون مقام خُلّت همین است وحضرت خلیل به مقام عالی معنوی نورانی رسید ورسید به شمس واز شمس حقیقت هم عبور کرد استاد پس پیام حج همین است که در حضرت رب العالمین همه تعلقات ظاهری وباطنی را از خود دور کنیم ج)همه اش همین است حج لحظه به لحظه وقدم به قدم پیام است واگر کسی به این پیام توجه داشته باشد خوب خیلی چیز می فهمد واگر نفهمد فقط ظاهر است منتهی ظاهر را نباید تخریب کرد واگر ظاهر را تخریب کردی باطن هم باقی نمی ماند منتهی نباید در حد ظاهر باقی ماند وباید ظاهر را پیمود.. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ نام فایل : هرچه کوته نظرانندبر ایشان پیمای که حریفان زمل ومن زتأمل مستم موضوع برنامه : تفسیر ابیات سعدی مدت زمان برنامه : ۱۲ دقیقه حجم فایل متنی : ۱ مگابایت حجم فایل صوتی : ۳۲ مگابایت (MP3) دانلود برنامه معرفت ” پخش شده در آبان۹۱ “ دانلود فایل صوتی : دانلود با لینک مستقیم منبع محتوی : وبسایت سید محسن نبوی
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
