پادگرد
استاد غلامحسین ابراهیمی دینانی – سید محسن نبوی "حرف محبت

دانلود سخنرانی دکتر دینانی پیرامون اشعار شیخ اجل ” سعدی ” – بخش ششم

۱۵ خرداد ۱۳۹۵

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

سعدیا با تو نگفتم که مرو در پی دل نروم باز گر این بار که رفتم جستم http://nabavi.co/music/dinani/sadi-6.mp3 امروز ما شبیهه خوابها هستیم وهر کسی یک عالمی دارد وان را دارد تبلیغ می کند متاع خودش را این است که پیامها تبدیل به متاع وکالا می شود ،سعدی از ورای قرون یک چیزی داره به ما می گوید یک مهر ازلی را حس می کند می یابد درک عقلانی می کند که این محبت از درون انسان است الهی است واون وقت به حق اون مهر ووفا قسم می خورد این پیام را به گوش ما می رساند وما را بیدار می کند اما حتی پیامهای دینی امروزه د رکلیساها وفرقه های دینی وهمه جا این پیامهایشان متاع وکالا شده واثرش کم است واگر باشد احساسی است وباید احساس را بر انگیزیم یا عقل را بیدار کنیم ؟من حرفم را در پرده گفتم که سعدی با شعر سخن می گوید وبا احساس من هم سر وکار دارد وسعدی عین احساس است نه این که خالی از احساس باشه اما وقتی که پیامش را می رساند داره عقل را بیدار می کند وباید عقلها را بیدار کرد استاد می شود این پیام را هم بدهیم که اگر در بستر احساسات عقل شکوفا نشود این عاقبت ندارد احساسات باید در خدمتعقل باشد ج)یعنی سر انجام عقل باید بیدار شود واگر عقل به خواب رفت کار تمام است استاد پس ادم خدا را گم بکند خودش را گم می کند وهویتش را از دست می دهد من غلام توام از روی حقیقت لیکن با وجودت نتوان گفت که من خود هستم سعدی در این بیت به اوج رفته واین که همیشه می گویم این شعر هنر است اما منطق وعقلانیت توش هست پلهبه پله دارد میرود واز شوق شروع کرد وپله پله نردبان معرفت را بالا رفت ودر این بیت داره به اوج می رسد می گوید من غلام تو هستم وغلام یعنی بنده اظهار بندگی می کند خوب معلوم است که سعدی بندهی خداست وانساندر مقابل خدا بنده است اما سعدی این جا قدر ی سهمناک صحبت کرده نمی دانم وارد بشوم یا نه ،بین بنده با خدا فاصله هست یا نه ؟بنده همیشه بنده است وخدا همیشه خداست خدا که بنده نمیشود وبنده هم که خدا نمی شود اگر بنده که خدا بشود که دیگه بنده نیست وخدا هم که بنده نمی شود می گوید من غلام توهستم وهمیشه بندهام تا ابد وتو هم همیشه خدایی با وجودت نتوان گفت که من خود هستم در مصرع اول بنده بودن خودش را ثابت می کند که برای همیشه تو خدایی وبرای همیشه من بنده ام اما در مصرع ثانی می رود به اوج ومی گوید با وجودت نتوان گفت که من هستم اگر تو وجود داری اونوقت من هستم حتی به عنوان بنده بودن ؟اخه بنده هست وبنده در بنده بودنش هست یا نیست ؟ هست ومی گوید اگر تو هستی من چگونه هستم قطره قطره است ودر یا دریا است وقطره وقتی افتاد توی در یا باز هم می گوید من قطره هستم وقطره وقتی از در یا جداست می گوید من قطره هستم وتو در یایی اما قطره وقتی وصل شد به دریا چی می شود ؟همه دریا می شود ومی تواند بگوید من قطره هستم وجداهستم ببینید سعدی داره چی می گوید وچقدر ساده بیان می کند واین را نمی شود بیشتر توضیح داد استا د در جایی دیگر هم می گوید یکی گفتش ای کرمک شب فروز چه بودت که بیرون نیایی زروز که من روز وشب جزبه صحرا نیم ولی پیش خورشید پیدا نیم بله کرم شب تاب شب روشن است وروز هم همان است وگفت من روشنم ولی خورشید که بیاید من نیستم ،می گوید من بنده ام وتو خدایی اما ان جا که هستی تو تجلی پیدا می کند و ظهور پیدا می کند من چگونه می توانم بگویم حتی که من هستم اصلا دیگه نیستم وسعدی به ساده ترین وجهه ممکنه بیان می کند حالا ابن عربی وقتی می اید در وحدت وجود صحبت می کند کلافه می کند وسخت است وپیچیده است ولی سعدی در یک کلمه ی فارسی عمیق ترین مطلب ممکنه را به چه سادگی بیان می کند دائماًعادت من گوشه نشستن بودی تا تو بر خواسته ای از طلبت ننشستم خوب گوشه همان کنار است ونشستن یعنی حرکت در من نبوده ومصرع دوم داره مصرع اول را معنی می کند تا تو بر خواسته ای یعنی چه وبر خواستن هم به فارسی یعنی قیام کرده ای ایا مگر تو نشسته بودی که بر خواستی ؟یعنی تو ظاهر شدی تا در مکمن غیب بودی هیچ نبود اخه این هم زمانی نیست وما زمانی می فهمیم ببینم ایا حق تعالی در مکمن غیب چیزی را افریده بود؟خیر واین قبل هم زمان ومکانی نیست وقبل معنوی است ما در اعیان ثابته هیچ نبودیم تا تو بر خواسته ای یعنی تجلی کرده ای یعنی ظهور به افرینش وظهور از مکمن غیب ظهور کردی وتا ظهور کردی از طلبت ننشستم ،تو چون بر خواسته ای همه چیز بر خواست تو چون ظاهر شدی همه چیز ظاهر شد تو چون امدی همه چیز در حرکت افتاد اگر در مکمن غیب بودی هیچ چیز ظاهر نبود هیچ حرکتی نبود در مکمن غیب مطلق همه چیز پنهان بود در کنز مخفی همه چیز پنهان است یعنی هیچ حرکت وسکونی نبود تا تو بر خواسته ای یعنی نخستین تجلی به افرینش اون وقت ما هم به راه افتاده ایم این عین توحید است یعنی همهی فتوحات وفصوص الحکم ابن عربی در این بیت خلاصه می شود وچقدر بیت سعدی رساست واستاد این معنی بک عرفتک هم هست ج)بله یعنی اگر تو نبودی من معرفت نداشتم واگر تو بر نخواسته بودی هیچ حرکتی نبود بر خواستن تو یعنی تجلی تو یعنی ظهور تو جنب وجوش نتیجه ی افرینش حق است ببینید از اول بیت قدم به قدم اوجش در اون مقطع است واز مطلع چقدر زیبا با شوق شروع کرد ودر مقطع با یک وحدت محض واطلاقی دارد به پایان می رساند غزل را واین غزل سعدی است وزرورق متاع شده نیستو وپختگی حکمت ومعرفت وانسش با آیات کریمهی قران واین ها به جانش نشسته وبه این زیبایی بیان می کند یک بیت سعدی معادل چند فصابن عربی است اغراق هم نمی گویم یعنی هر چه اون گفته در یک بیت سعدی داره خلاصه می شود وفارسی سره ساده است منتهی قدری باید دقت کرد در شعر سعدی وهمان طور که خودش اهل تأمل است ما هم باید در شعرش تأمل کنیم ونباید سطحی عبور کرد واگر اواز تأمل مست است ما هم باید در اثارش تأمل کنیم استاد به یک معنا همان ساقی که گفت تجلی همان شاهد هم هست ج)انسان کامل ساقی است وهر انسانی ساقی است در حد خودش منتهی ساقی کامل انسان کامل است ومدام از اون مدام پر می شود ،مدام اول یعنی دائم ومدام دوم یعنی شراب مدام از مدام سرمست می شود از می ازلی حق سعدیا بی وجود صحبت یار همه عالم به هیچ نستانیم هر چه گفتیم بجز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانیم… ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ نام فایل: سعدیا با تو نگفتم که مرو در پی دل نروم باز گر این بار که رفتم جستم موضوع برنامه : تفسیر ابیات سعدی مدت زمان برنامه: ۱۲ دقیقه حجم فایل صوتی: ۲۸ مگابایت (MP3) دانلود برنامه معرفت ” پخش شده در آبان ۹۱ “ دانلود فایل صوتی :‌ دانلود با لینک مستقیم منبع محتوی : وبسایت سید محسن نبوی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.