پادگرد
کاور یکی رد شد شبیه او
آسمان

یکی رد شد شبیه او

۳۰ دی ۱۴۰۲ · 3 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

یکی رد شد شبیه او ، پر از ابهام و تردیدم همین که دیدمش جا خوردم و ناگاه ترسیدم به یک لحظه تمام خاطرات کهنه ام طی شد زمین دور سرم گشت و منم آرام چرخیدم همان چادر ، همان هیبت ، همان چشمان پر شورش تمام ارتفاعش را به چشمم در نوردیدم همین که یادم آمد خنده های بی مثالش را نمیدانم چه شد بی اختیار از خویش خندیدم دوباره حال نابی را درون سینه حس کردم دوباره شعله ور گشته تنور سرد امیدم ته کوچه به چپ پیچید و یک لحظه نگاهم کرد مسیرم را عوض کردم درون کوچه پیچیدم قدم را تند تر کردم رسیدم در کنار او خودم یادم نمی آید سوالی را که پرسیدم حواسش پرت بود انگار چادر از سرش افتاد خدایا کور میگشتم ولی او را نمیدیدم جهان تاریک شد یک لحظه دیدم رقص چادر را چو عطرش با نسیم آمد منم در باد رقصیدم همیشه در خیالاتم دلم مغرور و محکم بود دو تار از موی او دیدم شبیه بید لرزیدم عذابی میکشم وقتی به یادش باز می افتم به او گفتم ببخشید و ولی خود را نبخشیدم پشیمانی ندارد سود وقتی عاشقش باشی نباید عاشقش میگشتم اما دیر فهمیدم #سید_تقی_سیدی✍🏻

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.