

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
▨ نام شعر: وقتی که من بچه بودم ▨ شاعر: اسماعیل خویی ▨ با صدای: اسماعیل خویی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــــــــــــ وقتی که من بچه بودم پروازِ یک بادبادک میبردَت از بامهای سحرخیزیِ پلک تا نارنجزارانِ خورشید آه آن فاصلههای کوتاه وقتی که من بچه بودم خوبی زنی بود که بوی سیگار میداد و اشکهای درشتش از پشت آن عینک ذرهبینی با صوت قرآن میآمیخت وقتی که من بچه بودم آب و زمین و هوا بیشتر بود و جیرجیرک شبها در متن موسیقیِ ماه و خاموشی ژرف آواز میخواند وقتی که من بچه بودم لذت خطی بود از سنگ تا زوزۀ آن سگِ پیرِ رنجور آه آن دستهای ستمکارِ معصوم {مظلوم} وقتی که من بچه بودم میشد ببینی آن قمری ناتوان را که بالش زین سوی قیچی با باد میرفت میشد آری میشد ببینی و با غروری به بیرحمی بیریایی تنها بخندی وقتی که من بچه بودم در هر هزاران و یک شب یک قصه بس بود تا خواب و بیداری خوابناکت سرشار باشد وقتی که من بچه بودم زور خدا بیشتر بود وقتی که من بچه بودم بر پنجرههای لبخند اهلیترین سارهای سرور آشیان داشتند. آه! آن روزها گربههای تفکر چندین فراوان نبودند وقتی که من بچه بودم مردم نبودند وقتی که من بچه بودم غم بود اما کم بود ▨ اسماعیل خویی ــــــــــــــــــــــــ پینوشت اول: این شعر با صدای فرهاد مهراد و در آلبوم برف، اجرا شده است. پینوشت دوم: متن شعر منطبق بر خوانش شاعر است و با نسخهی چاپ شده در کتاب، تفاوت دارد. شکل مکتوب شعر، در داخل آکولاد {} آمده است.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





