پادگرد
کاور کتاب هنر زندگی کردن فصل دوم گزیده 7
عشق و زندگی

کتاب هنر زندگی کردن فصل دوم گزیده 7

۲۶ آذر ۱۴۰۴ · 6 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

هنر زندگی کردن فصل دوم گزیده 7 من به روشنی می بینم که این بدن ساخته شده از عناصر چهارگانه ، من حقیقی نیست .من محدود به این بدن نیستم .من رودخانه همواره جاری زندگی، شامل نیاکان خونی و معنوی ام هستم که هزاران سال قبل در جریان بوده و هزاران سال بعد نیز در جریان خواهد بود .من با نیاکان و نوادگانم یکی هستم .من تجلی شکل های مختلف زندگی هستم و با تمامی مردم و گونه ها، چه صلح جو و شاد و چه رنج کشیده و ترسیده ، یکی خواهم بود . همین حالا در همه جای دنیا حضور دارم .در همه جای دنیا بوده ام و در آینده نیز خواهم بود .متلاشی شدن این بدن به معنای پایان من نیست .درست همان طور که ریزش گلبرگ های شکوفه آلو به معنای پایان زندگی درخت آلو نیست . من همچون موجی هستم بر سطح اقیانوس : در امواج دیگر وجود دارم و امواج دیگر نیز در من حاضرند .پدیدار یا ناپدید شدن موج از حضور اقیانوس نمی کاهد . در بدن دارما و زندگی معنوی ام زایش و مرگ راه ندارد . من می توانم حضورم را پیش از پیدایش و پس از متلاشی شدن این بدن ببینم. من خارج از این بدن هم امتداد خواهم داشت. طول عمر من هشتاد یا نود سال نیست ، بلکه همانند عمر یک برگ یا بودا ، غیر قابل سنجش است . من می توانم از این تصور فراتر روم که بدنم از تمامی جلوه های دیگر زندگی در زمان و مکان مجزاست. با هر نفسی که بر می آید ، به زمین درونم لبخند می زنم .من با مادر زمین ، زیباترین سیاره منظومه شمسی یکی هستم . مادر زمین در من است . من به زیباترین سیاره منظومه شمسی لبخند می زنم . با هر نفسی که فرو می رود ، نور را در خود می بینم .من از نور ، از خورشید ساخته شده ام. ستاره من ، خورشید ، چشمه بی پایان زندگی است که هر لحظه مرا می پروراند .شاکیامونی بودا فرزند پدر خورشید بود .من نیز این گونه ام. با هر نفسی که بر می آید ، به خورشید درونم لبخند می زنم .من خورشیدم. یک ستاره ، یکی از زیباترین ستاره های کل کهکشان . من فرزند خورشیدم. من ستاره ام . با هر نفسی که فرو می رود ، تمام نیاکانم را در خود می بینم . نیاکان معدنی ، گیاهی ، حیوانی و انسانی .نیاکانم در تک تک سلول های بدنم حضور دارند و من در جاودانگی شان نقش دارم . با هر نفسی که بر می آید ، به ابری که درون استکان چایم حضور دارد لبخند می زنم .ابر هرگز نمی میرد.ابر به برف یا باران تبدیل می شود ، اما هرگز نابود نخواهد شد .من در جاودانگی ابر نیز نقش دارم. من نیاکانم هستم .و در جاودانگی شان نقش دارم. با هر نفسی که فرو می رود ، ستارگان و کهکشان ها را در خود می بینم .من تجلی آگاهانه کیهانم.من از ستارگان و کهکشان ها ساخته شده ام. با هر نفسی که بر می آید ، به ستارگان درونم لبخند می زنم .من در جاودانگی ابرها ، باران ، ستارگان و کیهان نقش دارم . به ستارگان و کهکشان های درونم لبخند می زنم . و در جاودانگی ستارگان و کهکشان ها نقش دارم. @dr.sara.official اینستاگرام

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.