پادگرد
کاور سحر چون خسرو خاور علم بر کوهساران زد ۱۵۳
رواق

سحر چون خسرو خاور علم بر کوهساران زد ۱۵۳

۶ آبان ۱۴۰۳ · 1 ساعت و 12 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۱۵۳ سحر چون خسرو خاور علم بر کوهساران زد به دست مرحمت يارم در اميدواران زد چو پيش صبح روشن شد که حال مهر گردون چيست برآمد خنده‌ای خوش بر غرور کامگاران زد نگارم دوش در مجلس به عزم رقص چون برخاست گره بگشود از گیسو و بر دل‌های ياران زد من از رنگ صلاح آن دم به خون دل بشستم دست که چشم باده‌پيمايش صلا بر هوشياران زد کدام آهن‌دلش آموخت اين آيين عياری کز اول چون برون آمد ره شب‌زنده‌داران زد خيال شهسواری پخت و شد ناگه دل مسکين خداوندا نگه دارش که بر قلب سواران زد در آب و رنگ رخسارش چه جان داديم و خون خورديم چو نقشش دست داد اول رقم بر جان‌سپاران زد منش با خرقه‌ی پشمين کجا اندر کمند آرم زره‌مویی که مژگانش ره خنجرگزاران زد نظر بر قرعه‌ی توفيق و يمن دولت شاه است بده کام دل حافظ که فال بختياران زد ----------------- شهنشاه مظفرفر شجاع ملک و دين منصور که جود بی‌دريغش خنده بر ابر بهاران زد از آن ساعت که جام می به دست او مشرف شد زمانه ساغر شادی به ياد ميگساران زد ز شمشير سرافشانش ظفر آن روز بدرخشيد که چون خورشيد انجم‌سوز تنها بر هزاران زد دوام عمر و ملک او بخواه از لطف حق ای دل که چرخ اين سکه‌ی دولت به دور روزگاران زد

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.