پادگرد
کاور غزلیات حافظ - غزل 16 - خَمی که ابرویِ شوخِ تو در کمان انداخت
آوای صفا ( خوانش کامل دیوان حافظ

غزلیات حافظ - غزل 16 - خَمی که ابرویِ شوخِ تو در کمان انداخت

۳ آذر ۱۴۰۴ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

غزلیات حافظ - غزل 16 خَمی که ابرویِ شوخِ تو در کمان انداخت به قصد جانِ منِ زارِ ناتوان انداخت نبود رنگ دو عالَم، که رنگ الفت بود زمانه طرح محبّت، نه این زمان انداخت به یک کرشمه که نرگس به خودفروشی کرد فریبِ چشمِ تو صد فتنه در جهان انداخت شراب‌خورده و خِوی‌کرده می‌رَوی به چمن که آبِ روی تو آتش در ارغوان انداخت به بزمگاهِ چمن، دوش، مست، بگذشتم چو از دهانِ تواَم غنچه در گُمان انداخت بنفشه طُرِّهٔ مفتول خود گره می‌زد صبا حکایتِ زلفِ تو در میان انداخت ز شَرمِ آن که به روی تو نسبتش کردم سمن به دستِ صبا، خاک در دهان انداخت من از ورع، مِی و مطرب ندیدمی زین پیش هوای مغبچگانم در این و آن انداخت کنون به آبِ میِ لعل، خرقه می‌شویَم نصیبهٔ ازل از خود نمی‌توان انداخت مگر گشایشِ حافظ در این خرابی بود که بخششِ ازلش، در میِ مغان انداخت جهان به کامِ من اکنون شود که دورِ زمان مرا به بندگیِ خواجهٔ جهان انداخت با صدای : صفیه اصلانی (صفا) https://instagram.com/safa_aslani انتشار: wecast.ir

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.