

غزلیات حافظ - غزل 43 - کنون که بر کف گل، جامِ بادهٔ صاف است
۴ دی ۱۴۰۴ · 1 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
غزلیات حافظ - غزل 43 کُنون که بر کفِ گُل، جامِ بادهٔ صاف است به صد هزار زبان، بلبلش در اوصاف است بخواه دَفْتَرِ اَشعار و راهِ صَحرا گیر چه وَقْتِ مدرسه و بَحْثِ کَشْفِ کَشّاف است؟ بِبُر ز خَلق و ز عَنقا، قیاسِ کار بگیر که صیتِ گوشهنشینان، زِ قاف تا قاف است فقیهِ مدرسه، دی، مَسْت بود و فَتوی داد که مِی، حَرام ولی بِهْ ز مالِ اوقاف است به دُرد و صاف، تو را حُکْم نیست خوش دَرکَش که هرچه ساقیِ ما کَرْد عِیْنِ اَلطاف است حَدیثِ مُدّعیان و خیالِ همکاران همان حکایتِ زَردوز و بوریاباف است خموش «حافظ» و این نکتههایِ چونِ زَرِ سُرخ نگاه دار که قلّابِ شهر، صَرّاف است با صدای : صفیه اصلانی (صفا) https://instagram.com/safa_aslani انتشار: wecast.ir
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.

