

غزلیات حافظ - غزل 47 - صوفی از پرتو می رازِ نهانی دانست
۶ دی ۱۴۰۴ · 2 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
غزلیات حافظ - غزل 47 صوفی از پرتو مِی رازِ نهانی دانست گوهرِ هر کس از این لعل، توانی دانست قدر مجموعهٔ گل، مرغِ سَحَر داند و بس که نه هر کو ورقی خواند، معانی دانست ای که از دفترِ عقل، آیت عشق آموزی ترسم این نکته به تَحقیق ندانی دانست مِی بیاور که ننازد به گلِ باغِ جهان هر که غارتگریِ بادِ خزانی دانست عرضه کردم دو جهان بر دلِ کاراُفتاده به جز از عشقِ تو باقی همه فانی دانست سنگ و گِل را کُنَد از یُمنِ نظر لعل و عقیق هر که قَدرِ نفسِ بادِ یمانی دانست آن شد اکنون که ز اَبنایِ عَوام اندیشم مُحتَسِب نیز در این عیشِ نهانی دانست دلبر، آسایش ما مَصلحتِ وقت ندید ور نه از جانبِ ما دلنگرانی دانست حافظ این گوهرِ مَنظوم که از طَبع اَنگیخت اثرِ تربیتِ آصِفِ ثانی دانست با صدای : صفیه اصلانی (صفا) https://instagram.com/safa_aslani انتشار: wecast.ir
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.


