پادگرد
کاور داستان بله قربان، اطاعت می‌شه قربان!
آوای کتابک

داستان بله قربان، اطاعت می‌شه قربان!

۲۲ بهمن ۱۳۹۹ · 15 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

همه نشستیم... فقط آقای شوقی که رئیس قسمت‌هاست سرپا ایستاده بود. رئیس‌کل گفت: سرپا بلند شدن یعنی چی؟ من از این چاپلوسی‌ها خوشم نمی‌آد‌! شوقی که هنوز سرپا ایستاده بود، گفت:اطاعت می‌شه قربان. می‌شینیم. ولی گذشته از اینکه نشست، دستش را هم بغلش گذاشت و گردنش را هم کج گرفت. رئیس‌کل که از بس تملق شنیده بود، از آدم‌های متملق نفرت داشت نگاهی به شوقی کرد و با کمی ناراحتی تکرار کرد:گفتم بشین. -اطاعت می‌شه قربان. داستان بله قربان، اطاعت می‌شه قربان! https://ketabak.org/zn62p

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.