پادگرد
کاور داستان مردی که عقب عدالت می‌گشت
آوای کتابک

داستان مردی که عقب عدالت می‌گشت

۱۸ فروردین ۱۴۰۰ · 10 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

از بس که در خیابان‌ها گشته بودم، پاهایم تاول زده بود، هیچ‌کس هم پیدا نمی‌شد بپرسد دردت چیست. آخ زن عزیز و یکی‌یک‌دانه‌‌ام، کجایی؟ هرکسی که سرش را برمی‌گرداند و نگاهم می‌کرد، سراغ عدالت را از او می‌‌گرفتم.«صورت سرخ و چشمان سیاهی داره، روسری قرمزی هم سرش کرده» بعضی‌‌ها می‌خندیدند. عده‌‌ای هم اخم می‌کردند، هیچ‌کس از دل داغ‌دیده‌‌ام خبر نداشت. دیدم که این‌طوری هیچ‌کس بهم کمک نمی‌کنه، رفتم وسط خیابان داد کشیدم: «عدالت، عدالت، عدالت!» مردی که عقب عدالت می‌گشت از عزیز نسین https://ketabak.org/593z6

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.