

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
تونی که پا به میانسالی گذاشته، نامهای از طرف وکیل خانم «فورد»، مادر ورونیکا به او میرسد که ارثیهای را برای او به یادگار گذاشته است... « تاریخی که جلوی چشم ما روی میدهد باید روشنترین باشد، در حالی که خطاپذیرترین است. ما در زمان بهسر میبریم، زمان ما را محدود و متعین میکند، و زمان است که وظیفه دارد تاریخ را محک بزند، مگر نه؟ ولی اگر زمان را نفهمیم، از راز آهنگ و پیشروی آن سر در نیاوریم، چه بخت و مجالی با تاریخ داریم - حتی با تکهای کوچک و مشخص و معمولا غیر مستند، یعنی تاریخ معاصر خودمان؟ » این سئوالیست که جولین بارنز از زبان «تونی» از ما میپرسد. در این پُست قسمت اول از فصل دوم رُمان «درک یک پایان» را میشنویم. رُمـــان درک یک پایان نوشتهی: جولین بارنز ۱۹۴۶ Julian Barnes فصل دو / قسمت اول
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





