

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
یعقوب در راه به سرزمین مشرق با چوپانان حران روبهرو میشود، راحیل را در کنار چاه میبیند و برای بهدست آوردن او به منزل پدرش لابان میرود و طبق قراری هفت سال برایش کار میکند. لابان در روز عروسی، لیه را بهجای راحیل به یعقوب میدهد، سپس یعقوب هفت سال دیگر کار میکند و در نهایت هر دو خواهر را بههمسری میپذیرد؛ لیه چهار پسر بهدنیا میآورد: روبین، شمعون، لاوی و یهودا، در حالی که راحیل نازا باقی میماند.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





